نیروی قدس: بازوی قدرت منطقه ای ایران

در این سالها خصوصا در مابین دو جنگ اخیر توجه به دارایی های راهبردی ایران جلب شده است: بسیاری صنعت موشکی ایران را ستون فقرات ایستادگی کشور می دانند، بسیاری به نیروی زمینی، دریایی و هوایی اشاره می کنند، برخی بر جبهه مقاومت تکیه می کنند، دیگران ذخایر اورانیوم غنی شده و دانش هسته ای را نمونه می آورند. اما بسیار کم پیش می آید که به نیروی قدس اشاره کنند. گویی که جایگاه این نیرو کمتر دیده می شود. تمامی موارد بالا درست هستند و همه آنها جزو دارایی های راهبردی کشور هستند. اما بحث نیروی قدس متفاوت است. اگر همه موارد مذکور را به دانه های تسبیح تشبیه کنیم نیروی قدس نخی است که این دانه ها را کنار هم نگه می دارد. در این حد مهم و در همین حد کمتر به چشم می آید. نخ تسبیح به چشم نمی آید مگر وقتی که پاره شود و دانه ها از هم بپاشد.
وجود نیروی نظامی در بیرون مرزها برای حفاظت از مرزها یعنی هر دشمنی را در بیرون از خاک زمین گیر کردن؛ حملات هوایی و موشکی بدون پشتیبانی زمینی گاهی به اهداف نمی رسند یا به سختی می رسند؛ بنیه و آرایش و آموزش جبهه مقاومت با نیروی قدس است؛ به همین شیوه هر کدام از دارایی های راهبردی ایران را در نظر بگیریم نقش نیروی قدس در آن بنیادی است. نیرویی که همزمان با تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شکل گرفت و ستون فقرات جبهه مقاومت شد. افراد آن کسانی هستند که آخرین شیوه های جنگی را دیده اند؛ جنگ دیده و آموزش دیده اند و تجربه کافی دارند. معنای آن این نیست که دیگر نیروها و توانایی ها زدودنی هستند، ابدا هرکدام در جایگاه خود نقش بی بدیلی دارند، حتی پدافند غیرعامل؛ بلکه باید واقعیات را با روشنی تمام دید.
آمریکایی ها و اسرائیل انواع حیله ها و فریب ها را به کار می اندازند تا از نفوذ منطقه ای ایران بکاهند. اینکه ایران باید از فعالیت های منطقه ای خود کم کند یا جبهه مقاومت را تقویت نکند به معنای این است که می خواهند نقش نیروی قدس را کم رنگ کنند. جنگ مخفی که باید بسیار مراقب آن بود. به محض اینکه نفوذ منطقه ای ایران کم شود یا خللی در جبهه مقاومت رخ دهد دشمنان منتظر و متناظر هستند تا از آن سوء استفاده کنند.




