ایرانسیاست

حماسهٔ استقامت؛ از شهادت رهبر تا زانوی دشمن در میدان نبرد

رضا رضائی


خدا روی شکست را بر ما ایرانیان بسته است!

در نخستین ساعات طلوع جنگی نابرابر که به دستور ائتلاف جنایتکار آمریکا و رژیم صهیونیستی به مدت ۳۸ روز تمام، آسمان و زمین ایران را نشانه گرفت، سکاندار کشتی انقلاب، آن پیر فرزانه و مراد دلها، در سنگر کار و جهاد خویش به فیض عظیم شهادت نائل آمد. همزمان با این ضایعهٔ کیهانی، تنی چند از سرداران دلیر و فرماندهان رشید اسلام و خانواده رهبر نیز در جوار ولی و رهبر و پدر خود، جام شهادت سرکشیدند تا خونشان مشعل فروزندهٔ راه آزادگی گردد.

جنایت دشمن اما تنها به هدف قرار دادن فرماندهان خلاصه نشد. در همان روز اول تجاوز، موشک‌ها و پهپادهای جنایتکار، سفره‌های رنگین کودکی را در شهر میناب هدف گرفتند و فرشتگان معصومی را که هنوز لبخند زندگی بر لب داشتند، در میان خاک و خون به آسمان پرکشیدند. همزمان، در شهر لامرد، فاجعه‌ای دیگر رقم خورد؛ فاجعه ای که نه در میدان رزم، که در دل یک سالن ورزشی رخ داد.

جمعی از پرشورترین جوانان این دیار، ورزشکارانی که با عرق جبین و نفسی پاک، قامت همت به سوی افتخار می‌فراشتند، آماج بمب‌هایی شدند که تا پیش از آن روز، هرگز در هیچ جنگی استفاده نشده بود. این سلاح‌های ناشناخته و مرگبار، با چنان نیرویی فرود آمدند که سالن ورزشی را به کربلایی کوچک تبدیل کردند و پیکرهای پاک و استوار آن ورزشکاران رشید را، که نماد سلامت و پویایی ایران بودند، بر خاک نشاندند.

دشمن زبون برای سرگرمی ناو جنگی بی‌سلاح و مظلوم «دنا» که حامل جمعی از دریانوردان شجاع و سرنشینانی بود که هیچ سلاحی جز غیرت و عشق به میهن در دست نداشتند، ‌وبه دعوت هندی ها در رزمایش دریایی شرکت کرده بودند با شلیک‌های ناجوانمردانه هدف قرارداد تا غرق شود تا با خون پیکرهای پاک آن عزیزان، در عمق آب های اقیانوس هند ‌، گواهی ماندگار بر وحشیگری متجاوزان نوشت. هزاران غیرنظامی بی‌گناه نیز در خانه‌ها، بیمارستان‌ها ، کارخانه ها و پروژه های زیرساختی یا در روز طبیعت در حوالی پل B1 کرج ، در این گردونهٔ آتش، یا به شهادت رسیدند یا مجروح و آواره شدند.

تجاوز سهمگین دشمن آمریکایی و اسرائیلی، ۳۸ روز پیاپی ادامه یافت. موجی از بمباران‌ها و تهاجمات وحشیانه، هزاران ایرانی دیگر را نیز به آغوش شهادت فرستاد، شماری بیشمار را زخمی و دردمند ساخت و کاروانی عظیم از بی‌خانمانان را ب‌ه کوچه‌ پس‌ کوچه‌های شهرها کشاند.

اما این پایان ماجرا نبود؛ بلکه سرآغاز حماسه‌ای دیگر بود.

مردم این سرزمین کهنسال از همان لحظهٔ تلخ و آتشین، یعنی از روز اول جنگ، تاکنون که بیش از ۱۲۰ شبانه‌روز می‌گذرد، هر شب، بی‌وقفه و با اراده‌ای پولادین، خیابان‌ها و میدان‌های شهرهای خویش را تسخیر کرده‌اند. گاه با مشت‌های گره‌کرده و چشمانی تر، خونخواهی رهبر شهید خود را فریاد می‌زنند و نیز یاد و نام آن کودکان میناب، آن ورزشکاران شهید لامرد که در اوج شادابی و سلامت به شهادت رسیدند، آن دریادلان ناو دنا و همهٔ غیرنظامیان مظلوم را زنده نگه می‌دارند؛ و گاه با مشت‌های محکم‌تر و دلی سرشار از غیرت، در برابر متجاوزان بیرحم و وطن‌فروشان مأیوس، صف‌آرایی کرده‌اند و پرچم پرافتخار و سبز و سرخ ایران را بر فراز این طوفان‌ها به اهتزاز درآورده‌اند و هیچگاه این بیرق عزت، بر زمین نیفتاده است.

درست در سخت‌ترین لحظات، وقتی دشمن گمان می‌برد با هدف قرار دادن مهم‌ترین و تأثیرگذارترین چهره‌های سیاسی، نظامی، امنیتی، علمی و اجتماعی، و همچنین شهادت خانوادهٔ معظم رهبر و جمعی از نخبگان، می‌تواند ستون‌های نظام را فرو بریزد، اتفاقی رخ داد که محاسبات پوسیدهٔ آنان را برای همیشه نقش بر آب کرد.

ایران، چون کوهی استوار، در برابر سیل ویرانگر دشمن، نه تنها تاب آورد، بلکه با مقاومتی کم نظیر و تدبیر هوشمندانه، توانست توپخانهٔ نظامی و استراتژی سیاسی مهاجمان را در میدان نبرد زمین گیر کند و آن ها را به زانو درآورد.

این اتحاد بی‌بدیل، این حضور مداوم و شبانه‌روزی توده‌های مردم در خیابان‌ها و معابر، این همبستگی فراتر از هر مرزبندی، پیغامی آسمانی، تأثیرگذار و راهبردی به گوش همهٔ دشمنان این آب و خاک رساند: که پشتوانهٔ اصلی این نظام، این مردمند؛ مردمی که با دیدن خون کودکان، ورزشکاران بی‌گناه و دریانوردان خویش که با سلاح‌های نوین و ناشناخته هدف گرفته شدند، مصمم‌تر از همیشه در میدان ماندند.

این حضور، روحی تازه در کالبد نظامیان دمید؛ به آن ها نشان داد که هیچ گاه تنها نیستند. بسیاری از ایرانیانی که چه بس پیشتر در ظاهر یا کلام، خود را مخالف حاکمیت جمهوری اسلامی معرفی می‌کردند، با دیدن این عظمت و مظلومیت، پای ایران ماندند. پرچم را برافراشته نگاه داشتند، و وجبی از خاک مقدس و حیثیت ملی خویش را به هیچ قیمتی پس ندادند. آنان ثابت کردند که در بحرانی‌ترین برهه، مرزهای سیاسی و سلیقه‌ای کمرنگ می‌شود و تنها «ایران» است که می‌ماند.

در اوج آتش و خون، ساختار حاکمیت که هرگز متکی بر فرد نبود، نشان داد که شهادت یک رهبر، آرزوی دیرینه‌اش، نه نقطهٔ پایان، بلکه نقطه‌ای برای آغاز است. رهبر شهید با مرگ تاجرانه‌اش به آرزوی خویش رسید، اما چرخ‌های انقلاب نه تنها از حرکت بازنایستاد، بلکه در میان بمباران‌های سنگین دبیرخانهٔ مجلس خبرگان رهبری، مراسم انتخاباتی سامان یافت و بر اساس چارچوب‌های قانونی، رهبر جدید در میان گرد و خاک جنگ تعیین شد. مردم و مسئولان بیدرنگ با او بیعت کردند و فرمان‌پذیری خویش را عیناً به اثبات رساندند؛ همگی اعلام داشتند که رهروان صدیق رهبر شهیدند.

اما حقیقت بزرگتر این است که با رفتن یک تن، قطار انقلاب اسلامی هرگز توقف ندارد. بلکه این ملت مبعوث می‌شوند تا چرخ‌دنده‌های جمهوری اسلامی، استوارتر از هر زمان، به گردش درآید. ایرانیان ثابت کردند که شیرازهٔ نظام در دستان مردمی است که پای انقلاب ایستاده‌اند و تا همیشه تاریخ نیز خواهد ایستاد.

در چنین شرایطی، باورپذیری هرگونه تفاهم، از جمله آنچه که در ۱۴ ماده بین ایران و آمریکا رد و بدل شده، برای آحاد ایرانیان که علی الاصول طعم تلخ خیانت‌ها را چشیده‌اند، امری بسیار دشوار و شکننده است. مرور برجام و تجربهٔ مذاکرات پیش از جنگ رمضان، که با بدعهدی آشکار و وقیحانهٔ دشمن همراه بود، گواهی است که نه‌تنها بارها از زبان رهبر شهید تبیین شد، بلکه امروز هر ایرانی با تأمل در وعده‌های پوچ آمریکایی، مهر تأییدی بر بی‌اعتمادی بر این عهدشکنی‌ها می‌زند.

پاسداران این مرز و بوم دست بر ماشه دارند و افتخار جانفشانی در راه میهن، بالاترین سرمایهٔ آنان است. ایران با همهٔ دشواری‌ها، ایستاده است، قدرتمندتر از گذشته، و این حماسهٔ بی‌پایان، تا چشمهٔ زلال ظهور حقیقت، ادامه خواهد داشت. خون پاک ایرانیان ؛ کودکان، ورزشکاران، زنان، مردان، دریانوردان و همهٔ غیرنظامیان مظلوم که به خاک و خون کشیده شدند، شعله ای است که هرگز خاموشی نمی پذیرد و هر قطره از آن، نویدبخش پیروزی نهایی است.

خدا روی شکست را بر ما ایرانیان بسته است!

رضا رضایی

پیشکسوت رسانه نویسنده دانش آموخته مدیریت رسانه و علوم ارتباطات اجتماعی با گرایش روزنامه نگاری است ، ۳۰ سال فعالیت در واحدهای مختلف صدا و سیما و مسئولیت هایی از قبیل مدیر شبکه ، مدیر تولید ، تهیه کننده ، کارگردان ، مشاور معاون ، مدیر روابط عمومی و … را در کارنامه خود دارد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا