
رضا رضائی
در حالی که راهروهای دیپلماسی درگیر چانهزنی بر سر آتشبس سنتی هستند، تهران باید با یک ابر-پیشنهاد استراتژیک میز بازی را زیر و رو کند: «اعطای حق وتو به ایران، مابهازای بازگشایی کامل تنگه هرمز و پایان رسمی جنگ.» در برابر زیادهخواهی واشنگتن، باید دستِ بسیار بالا را گرفت.
دونالد ترامپ با انسداد هرمز، افت دراماتیک منابع استراتژیک انرژی و شبح زمستان پیشرو، بورس و اقتصاد آمریکا را در خطر نابودی میبیند. واشنگتن در موضع ضعف است و تهران نباید حتی با ریسک حمله احتمالی مجدد، به امتیازات کم راضی شود. از سوی دیگر، غنیسازی ایران صرفاً ابزاری برای بازدارندگی بوده است؛ اگر غرب نگران آن است، باید با اعطای حق وتو، امنیت حقوقی ایران را تضمین کند. همانطور که تاریخ سازمان ملل در کیس چین (۱۹۷۱) و روسیه (۱۹۹۱) نشان داد، توازن قوا در میدان، حقوق بینالملل را بازنویسی میکند.
سه گام بسته پیشنهادی روی میز مذاکره
• گام اول؛ پایان رسمی جنگ و تحریمها: ایران به وضعیت جنگی با آمریکا پایان میدهد؛ در مقابل، تمامی تحریمهای فصل هفتم شورای امنیت به صورت یکجا و ابدی لغو میگردند.
• گام دوم؛ غنیسازی متقابل با حق وتو: ایران با پایبندی به فتوای شرعی، غنیسازی خود را تعدیل میکند؛ در مابهازای آن، حق وتو در قطعنامههای منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا به تهران واگذار میشود.
• گام سوم؛ بازگشایی امن هرمز: ایران امنیت کامل کشتیرانی در تنگه هرمز را تضمین میکند؛ در طرف مقابل، صندلی دائم شورای امنیت به عنوان «حافظ امنیت خلیج فارس» به ایران اعطا میگردد.
نتیجهگیری
پایان دادن به غنیسازی بالا و باز کردن تنگه هرمز، بزرگترین کارتهای بازی ایران هستند. معاوضه این اهرمهای حیاتی با وعدههای لرزان ترامپ یا آزادسازی موقت داراییها، یک خطای استراتژیک است. این کارتها باید با امتیازی ماندگار در تاریخ یعنی «حق وتو» معاوضه شوند تا ایران به عنوان قطب رسمی نظم چندقطبی جهان تثبیت شود.
تنگه هرمز قفل است؛ کلید آن در تهران است و قیمتش، صندلی ششم شورای امنیت.




