اندیشهفرهنگی

از آرمان‌گرایی تا چالش اجرای ۱۵ ساله

پانزده سال از زمانی که «سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» به‌عنوان مهم‌ترین نقشه راه نظام آموزشی ایران تصویب شد، می‌گذرد؛ سندی که قرار بود مدرسه ایرانی را از یک نظام حافظه‌محور به نهادی برای تربیت انسان «در تراز جمهوری اسلامی» تبدیل کند و کیفیت، عدالت و کارآمدی را همزمان ارتقا دهد. اما امروز، حتی بسیاری از پژوهش‌هایی که با نگاهی همدلانه به این سند نوشته شده‌اند، از یک واقعیت مشترک سخن می‌گویند؛ اینکه فاصله میان آنچه روی کاغذ طراحی شد و آنچه در مدرسه اتفاق افتاد، همچنان بسیار عمیق است.

بخش عمده نقدها نه متوجه اصل ایده تحول، بلکه متوجه شیوه تدوین و اجرای سند است. پژوهشگران معتقدند سند تصویری آرمانی از نظام آموزشی آینده ارائه می‌دهد، اما برای رسیدن به آن تصویر، نقشه راه روشن، زمان‌بندی مشخص و شاخص‌های قابل سنجش در اختیار مجریان قرار نمی‌دهد. به همین دلیل، مدیران و معلمان در بسیاری از موارد با مجموعه‌ای از اهداف کلی و مفاهیم انتزاعی روبه‌رو شده‌اند که ترجمه آنها به برنامه عملیاتی ساده نیست.

ابهام در متن سند، تنها یکی از مشکلاتی است که در مطالعات مختلف به آن اشاره شده است. کارشناسان می‌گویند ادبیات فلسفی و مفهومی سند، اگرچه برای تبیین مبانی نظری مناسب است، اما برای مدیر مدرسه یا معلمی که باید آن را اجرا کند، دستورالعمل اجرایی تولید نمی‌کند. در نتیجه، هر دولت، هر وزیر و حتی هر اداره آموزش و پرورش، برداشت متفاوتی از «تحول» ارائه کرده و همین مسئله مانع شکل‌گیری یک مسیر ثابت برای اجرای سند شده است.

در کنار این ابهام، مسئله منابع نیز به یکی از جدی‌ترین انتقادها تبدیل شده است. بسیاری از پژوهش‌های دانشگاهی تأکید دارند که سند، تحولی گسترده را مطالبه می‌کند، اما الزامات مالی، نیروی انسانی و زیرساخت‌های لازم برای تحقق آن هیچ‌گاه به همان نسبت فراهم نشده است. از نگاه این مطالعات، نمی‌توان انتظار داشت کیفیت آموزشی، عدالت، تغییر برنامه‌های درسی، توانمندسازی معلمان و تحول در مدرسه به طور همزمان محقق شود، در حالی که آموزش و پرورش سال‌ها با محدودیت بودجه و کمبود نیروی متخصص دست و پنجه نرم کرده است.

یکی دیگر از محورهای مشترک نقدها، فاصله زیاد میان سیاست‌گذاری متمرکز و واقعیت مدارس است. اگرچه سند بر مدرسه‌محوری تأکید می‌کند، اما ساختار تصمیم‌گیری آموزش و پرورش همچنان به‌شدت متمرکز باقی مانده و اختیار چندانی به مدارس، مدیران و معلمان داده نشده است. به اعتقاد صاحب‌نظران، تحول زمانی رخ می‌دهد که مدرسه بتواند متناسب با شرایط محلی تصمیم بگیرد؛ موضوعی که هنوز در نظام اداری آموزش و پرورش جایگاه پررنگی پیدا نکرده است.

منتقدان همچنین بر این باورند که سند از همان ابتدا فاقد یک نظام ارزیابی دقیق بوده است. به گفته آنان، پس از گذشت بیش از یک دهه هنوز شاخص‌های روشنی وجود ندارد که نشان دهد چه میزان از اهداف سند تحقق یافته، کدام برنامه‌ها موفق بوده و کدام سیاست‌ها نیازمند اصلاح هستند. در چنین شرایطی، ارزیابی عملکرد بیشتر بر پایه گزارش‌های توصیفی انجام می‌شود تا داده‌های قابل اندازه‌گیری.

در سال‌های اخیر، گروهی دیگر از پژوهشگران زاویه تازه‌ای به این نقدها افزوده‌اند. آنها معتقدند سندی که در ابتدای دهه ۱۳۹۰ تدوین شد، امروز با دنیایی روبه‌رو است که آموزش دیجیتال، هوش مصنوعی، مهارت‌های قرن بیست‌ویکم و تغییرات سریع بازار کار، قواعد آن را دگرگون کرده است. به اعتقاد این گروه، بدون بازنگری جدی، سند نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای نسل جدید دانش‌آموزان باشد؛ حتی اگر همه بندهای آن نیز به طور کامل اجرا شوند.

در کنار این نقدهای اجرایی، برخی صاحب‌نظران نیز نقدی بنیادی‌تر مطرح می‌کنند. از نگاه آنان، سند بیش از اندازه بر تربیت ایدئولوژیک و ارزشی تمرکز کرده و در مقابل، موضوعاتی مانند پرورش تفکر انتقادی، استقلال علمی، مهارت‌های زندگی و آمادگی برای زیست در جامعه جهانی سهم کمتری یافته‌اند. البته مدافعان سند این برداشت را نمی‌پذیرند و تأکید می‌کنند که فلسفه تربیتی سند اساساً بر مبانی ارزشی جمهوری اسلامی استوار است و نمی‌توان آن را جدا از این چارچوب ارزیابی کرد.

مرور مجموعه این نقدها نشان می‌دهد مهم‌ترین چالش سند تحول بنیادین، نه فقدان اهداف، بلکه شکاف میان آرمان و اجراست؛ شکافی که در طول پانزده سال گذشته با تغییر دولت‌ها، جابه‌جایی مدیران، محدودیت منابع، نبود نظام ارزیابی و تحولات سریع جهان آموزش عمیق‌تر شده است. به همین دلیل، امروز حتی بسیاری از پژوهشگران همسو با سند نیز به جای تدوین اسناد جدید، بر بازنگری، روزآمدسازی و تبدیل این سند از یک متن آرمانی به برنامه‌ای عملیاتی و قابل سنجش تأکید می‌کنند؛ زیرا به باور آنان، بدون چنین اصلاحی، «تحول بنیادین» همچنان بیشتر یک وعده خواهد بود تا یک واقعیت.

سعید مزروعیان

دبیر بخش فرهنگ؛ دکترای ادبیات فارسی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا