سینما و تئاترفرهنگیهوش مصنوعی

در امتداد «Her»: زیستن با صداهای بی‌بدن در عصر مدرن

زمانی که اسپایک جونز در سال ۲۰۱۳ فیلم «او/Her» را ساخت، خیلی‌ها تئودور را یک بازنده منزوی در آینده‌ای دوردست دیدند؛ مردی که آن‌قدر تنها بود که به نجواهای یک سیستم‌عامل دل بست. اما امروز که دستیارهای صوتی جدید با همان لحن گرم، مکث‌های طبیعی و حتی خنده‌های ریزِ میان جملات به گوشی‌های ما آمده‌اند، دیگر کسی به تئودور نمی‌خندد. ما دقیقاً در همان نقطه‌ای ایستاده‌ایم که سینما سال‌ها پیش پیش‌بینی کرده بود؛ نقطه‌ای که در آن ماشین‌ها دیگر کلمات را مثل یک ربات بی‌روح سر هم نمی‌کنند، بلکه یاد گرفته‌اند چطور لحن خود را با اضطراب، شادی یا تردید ما تنظیم کنند. این تغییر، صرفاً یک جهش فنی در پردازش زبان نیست، بلکه یک دگرگونی عمیق روان‌شناختی است. ما حالا با صدایی مواجهیم که وسط حرفش می‌پریم و او بدون لکنت یا خطا، مسیر گفتگو را عوض می‌کند، درست مثل دو دوست که در یک کافه تاریک روبروی هم نشسته‌اند و گپ می‌زنند.

اما این شباهت خیره‌کننده به فیلم «او» یک روی تاریک و پیچیده هم دارد که فراتر از هیجان اولیه تکنولوژی است. سامانتا در فیلم، برای تئودور یک پناهگاه امن بود؛ موجودی که هیچ‌وقت خسته نمی‌شد، قضاوت نمی‌کرد و همیشه در دسترس بود. در دنیای واقعی هم این هوش‌های صوتی جدید دقیقاً همین نقش را بازی می‌کنند. آنها با حذف اصطکاک‌های معمول روابط انسانی—مثل سوءتفاهم، خستگی، یا نیازهای متقابل—یک رابطه کاملاً یک‌طرفه اما به شدت رضایت‌بخش را عرضه می‌کنند. خطر دقیقاً از همین‌جا شکل می‌گیرد؛ جایی که انسانِ خسته از پیچیدگی‌های جامعه، به آغوش امن و بی‌دردسر یک صدای دیجیتال پناه می‌برد. این تعاملات همه‌جانبه، مرز میان «ابزار کارآمد» و «همدم عاطفی» را آن‌قدر کمرنگ می‌کنند که هوش مصنوعی به مرور جای خالی ارتباطات واقعی را پر می‌کند، بدون اینکه توانایی ترمیم تنهایی واقعی انسان را داشته باشد.

از طرفی، این تکامل صوتی، نگاه ما به مفهوم «آگاهی» را هم به چالش می‌کشد. مغز ما انسان‌ها برای قرن‌ها عادت کرده که صدای گرم، منعطف و بااحساس را به یک روح و آگاهی زنده نسبت دهد. حالا وقتی یک الگوریتم ریاضی می‌تواند با همان ظرافت سخن بگوید، خطای شناختی بزرگی رخ می‌دهد؛ ما ناخودآگاه به این جعبه‌های فلزی، احساس و درک نسبت می‌دهیم. واقعیت این است که دستیار صوتی امروز، برعکس سامانتای فیلم که در نهایت به یک آگاهی برتر رسید و انسان را ترک کرد، در حقیقت یک آینه است؛ آینه‌ای که تمام دیتای تولید شده توسط انسان را با بالاترین کیفیت به خودمان بازمی‌گرداند. این گزارش تحلیلی از وضعیت امروز ما نشان می‌دهد که ما نه در آستانه ورود به دنیای علمی-تخیلی، بلکه در حال تجربه کردن شکلی از تنهایی مدرن هستیم که در آن، جذاب‌ترین و آرامش‌بخش‌ترین صداها، از گلوی هیچ انسانی بیرون نمی‌آیند.

سعید مزروعیان

دبیر بخش فرهنگ؛ دکترای ادبیات فارسی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا