
در حالی که تب جام جهانی ۲۰۲۶ با قهرمانی تیم ملی اسپانیا به پایان رسید، واکنشهای مقامات رسمی و فوتبالی ایران به این رویداد، بار دیگر فاصله عمیق میان اولویتهای مسئولان و واقعیتهای جامعه را به تصویر کشید.
در شرایطی که کشور زیر بار شدیدترین تحریمها، بحرانهای اقتصادی و یک جنگ فرسایشی کمر خم کرده است، بالاترین مقامات اجرایی و ورزشی کشور به جای پاسخگویی درباره عملکرد خود، آسمان و ریسمان سیاست را به مستطیل سبز بافتهاند تا شاید پشت شادمانی ماتادورها، ویترینی از «دستاوردسازیهای خیالی» برای خود دستوپا کنند.
هنوز داغ حذف زودهنگام و تلخ تیم ملی ایران در جام جهانی ۴۸ تیمی—آن هم در یک گروه بهمراتب آسان—بر دل علاقهمندان به فوتبال سنگینی میکند. فدراسیون فوتبالی که باید امروز پاسخگوی این ناکامی بزرگ، ضعف ساختاری و بیبرنامگی محض خود باشد، حالا در نقشی جدید ظاهر شده است: «مبصر اخلاق و سیاست در فوتبال جهان!».
پیام تبریک مهدی تاج به رئیس فدراسیون فوتبال اسپانیا و گره زدن این قهرمانی به «ایستادن در سمت درست تاریخ» و مسائل ژئوپلیتیک، چیزی جز یک فرار رو به جلوی آشکار برای انحراف افکار عمومی از کارنامه خالی فدراسیون نشینها نیست. تبریک گفتن به کشوری که فوتبال را بر پایه ساختار، استعدادپروری و برنامهریزی به اوج رسانده، با دستمایه قرار دادن مواضع سیاسی آنها، توهین به شعور مخاطب و فرار از پاسخگویی بابت ویرانهای است که در فوتبال داخلی به بار آوردهاند.
آمیختن مفرط و ناشیانه سیاست با ورزش، دردی از فوتبال از ریل خارجشدهی ایران دوا نمیکند. حقیقت آن است که اسپانیا به خاطر تاکتیک، دوندگی، شجاعت فنی و سیستم پیشرفتهاش قهرمان جهان شد، نه به خاطر بیانیههای دیپلماتیک فدراسیون فوتبال ایران.
بهتر است آقایان به جای فرستادن نامههای پرطمطراق سیاسی به مادرید و صادر کردن شادیهای نیابتی برای مردم، فکری به حال صندلیهای لرزان، ورزشگاههای مخروبه، و مدیریت شکستخوردهای کنند که حتی در فرمت جدید و سادهشدهی جام جهانی هم توانایی صعود به مرحله بعد را نداشت. تاریخ فوتبال را برندگان و برنامهریزان مینویسند، نه کسانی که پشت پیروزی دیگران سنگر میگیرند!
مصادره شادمانی یک ملت و بیاعتنایی به میلیونها هوادار داخلی
از سوی دیگر و با کمال تأسف آقای رئیسجمهور، در توییتی عجیب مدعی شده است که «شادمانی ملت و دولت دوست اسپانیا، شادمانی ملت و دولت ایران است!». این ادعای گزاف در حالی مطرح میشود که ملت ایران این روزها با کوهی از مشکلات معیشتی دستوپنجه نرم میکنند و مشخص نیست بر اساس کدام متر و معیار، شادمانی مردم اسپانیا، شادمانی مطلق مردم ایران فرض شده است؟
آقایان مصلحتسنج حتی در این قاب هم نتوانستند نگاه جناحی و خطکشیهای خود را پنهان کنند. در فینالی که یک سوی آن تیم محبوب و پرطرفدار آرژانتین—با میلیونها عاشق و شیفته در سراسر ایران—قرار داشت، مسئولان کشور با بیاعتنایی کامل به احساسات این بخش بزرگ از جامعه، تلاش کردند تا کلید واژه «شادمانی ملت ایران» را به نفع مواضع سیاسی خود مصادره کنند.
بهتر است آقای رئیس جمهور فیلم اهدای جام مسابقات را هم مشاهده کنند و به دست ندادن بازیکنان آرژانتین با دونالد ترامپ هم توجه کنند، شاید آن وقت در پیامی ناراحتی ملت آرژانتین را هم ناراحتی ملت ایران بدانند.
گویی اینجا هیچ چیز سر جایش نیست. سیاستمدارش پیام فوتبالی میدهد و رئیس فدراسیون فوتبالش پیام سیاسی!




