تلهی جنگ نیابتی معکوس؛ چرا کییف و مسکو ایران را در تیررس خود گرفتهاند؟
تحلیل پرونده یک تقابل رسانهای و نظامی؛ از تقاضای پنهان کییف تا محاسبات پیچیده مسکو

ماههای اخیر، نام ایران بیش از پیش در ادبیات سیاسی و نظامی اوکراین و حتی روسیه شنیده میشود. از اتهامات کییف مبنی بر حضور مستشاران نظامی تا تلاشهای رسانهای برای ترسیم خط مستقیم تهران–مسکو در جبهه شرق اروپا. اما در پس این هیاهوی رسانهای، یک بازی پیچیده ژئوپلیتیک در جریان است. به نظر میرسد دو بازیگر اصلی این جنگ، یعنی اوکراین و روسیه، هر دو به دلایل کاملاً متفاوت اما با یک هدف مشترک، به دنبال کشاندن ایران به باتلاق جنگ اوکراین هستند. در این میان، هنر دیپلماسی و راهبرد نظامی تهران در گرو نادیده گرفتن این طعمهها و حفظ دست برتر در معادلات منطقهای است. این مصاحبه پیاده شده در این باره است.
اوکراین؛ از جنگ با روسیه تا جنگافروزی برای تلآویو و واشنگتن
بررسی مواضع اخیر مقامات کییف نشان میدهد که ولودیمیر زلنسکی به شدت نیازمند یک «تغییر فاز» در جنگ است. با توجه به خستگی افکار عمومی اروپا و به ویژه مواضع صریح در واشنگتن مبنی بر لزوم کاهش هزینههای میلیاردری دلاری در اوکراین و فشارهای سیاسی برای پایان دادن سریع به این نبرد، کییف به دنبال بهانهای برای بینالمللی کردن بیشتر جنگ است.
کشاندن پای ایران به این معادله، دو هدف بزرگ را برای زلنسکی محقق میکند. نخست آنکه با برچسب زدن «تأمینکننده اصلی تسلیحات روسیه» به تهران، توپ را به زمین اسرائیل و لابیهای صهیونیستی در واشنگتن شوت میکند. وقتی پای منافع اسرائیل به میان کشیده شود، تضمین حمایتهای مالی و تسلیحاتی غرب از اوکراین، حتی در دوران گذار سیاسی در آمریکا، تداوم خواهد یافت.
در این راستا، تقارب استراتژیک و اطلاعاتی میان زلنسکی و بنیامین نتانیاهو بیش از پیش خودنمایی میکند. گزارشهای متعدد از تبادل اطلاعات حساس میان سرویسهای اطلاعاتی کییف و تلآویو، و همچنین تغییر مواضع سنتی اوکراین در مجامع بینالمللی به نفع رژیم صهیونیستی، نشان میدهد که این دو محور، یک اتحاد پنهان اما کارآمد علیه منافع ایران شکل دادهاند. اوکراین با درگیر کردن ایران، عملاً اسرائیل را مجبور میکند برای جلوگیری از تقویت جبهه روسیه، فشار بر تهران را افزایش دهد و در عوض، تلآویو نیز از طریق اوکراین به دادههای ارزشمندی از تاکتیکهای نظامی روسیه و حتی سامانههای پدافندی مورد استفاده در میدان نبرد دست مییابد.
مسکو؛ به دنبال یک کارت بازی برای معامله با غرب
در سوی دیگر میدان، محاسبات کرملین نیز پیچیدهتر از آن است که در نگاه اول به نظر میرسد. روسیه به خوبی آگاه است که جنگ اوکراین به یک فرسایش طولانی تبدیل شده است. تمایل پنهان مسکو به درگیر شدن مستقیم یا نیمهمستقیم ایران در این جنگ، ریشه در یک استراتژی «اهرمسازی» دارد.
اگر ایران به طور رسمی یا عملیاتی درگیر جنگ اوکراین شود، مسکو در آینده و در زمان مذاکرات احتمالی برای پایان دادن به جنگ یا رفع تحریمها، یک کارت بازی بینظیر در آستین خواهد داشت. روسیه میتواند به غرب بگوید: «ما میتوانیم جبهه ایران را مدیریت کنیم و از درگیری مستقیم تهران با منافع شما در منطقه بکاهیم، اما این مشروط به امتیازدهی شما در اوکراین و رفع تحریمهای مسکو است.» در واقع، پوتین به دنبال آن است که ایران را به عنوان یک «کارت فشار» در معامله بزرگ با واشنگتن و اروپا ذخیره کند.
راهبرد درست تهران: خنثیسازی تله با سکوت راهبردی
در چنین تقابلی که در آن هم کییف به دنبال بهانهگیری است و هم مسکو به دنبال امتیازگیری، کار درست و منطقی برای تهران چیست؟ شواهد میدانی و دیپلماتیک نشان میدهد که بهترین واکنش ایران، «پاسخ ندادن به تحریکات» و «سلب بهانه از اوکراین» است.
ایران همواره بر موضع بیطرفی در جنگ اوکراین تأکید کرده است. ورود مستقیم یا حتی واکنشهای هیجانی به ادعاهای کییف، دقیقاً همان چیزی است که زلنسکی برای توجیه حضور بیشتر غرب و اسرائیل در جنگ نیاز دارد. با نادیده گرفتن این پروپاگاندا و ادامه مسیر دیپلماتیک، ایران عملاً زمین بازی اوکراین را خراب میکند. وقتی ایران مستقیماً وارد فاز نظامی با اوکراین نشود، کییف نمیتواند ادعای «دفاع مشروع» در برابر یک متجاوز جدید (ایران) را مطرح کند و در نتیجه، غرب و اسرائیل نیز بهانهای قانونی برای گسترش جنگ به خارج از مرزهای اوکراین نخواهند داشت.
ایران قوی؛ ضامن بقای محور مقاومت
نکته پایانی و شاید مهمترین بخش این معادله، تأثیر یک جنگ طولانی بر جایگاه منطقهای ایران است. محور مقاومت در خاورمیانه، از لبنان و یمن گرفته تا عراق و فلسطین، برای بازدارندگی در برابر رژیم صهیونیستی و ایالات متحده، نیازمند یک ایرانِ قوی، متمرکز و برخوردار از توان اقتصادی و نظامی دستنخورده است.
ورود ایران به یک جنگ فرسایشی و طولانی در هزاران کیلومتر آنطرفتر، نه تنها کمکی به روسیه نمیکند، بلکه منابع عظیم مالی، تسلیحاتی و انسانی کشور را میبلعد. دادههای اقتصادی نشان میدهد که هزینههای یک جنگ کلاسیک و طولانی، میتواند زیرساختهای توسعهای کشور را سالها به عقب براند. یک ایرانِ درگیر در جنگ فرسایشی، توانایی لازم برای بازدارندگی در خلیج فارس، پشتیبانی لجستیکی و موشکی از متحدان منطقهای خود و مدیریت تحولات غرب آسیا را از دست خواهد داد.
بنابراین، حفظ اقتدار، تمرکز بر توسعه بازدارندگی درونزا و تقویت عمق استراتژیک در منطقه، بسیار ارزشمندتر از آن است که ایران در زمین بازیِ از پیش طراحیشدهی کییف و مسکو، قربانی یک جنگ نیابتی معکوس شود. هنر دیپلماسی ایرانی امروز، در گروِ عبور از این مینگذاریهای رسانهای و نظامی و حفظ دست برتر برای روزهای مبادا در خاورمیانه است.
ما درباره این مسائل با سالار (اسم مستعار) مصاحبه کردیم و نوشته پیش رو متن پیاده شده و ویرایش شده این مصاحبه است؛ چنانکه عادت متن ویرایش شده مصاحبه است ممکن است گاهی از ادبیات مصاحبه شوند دور شده باشیم اما مفهوم را حفظ کرده ایم.

