
ایزد مینایی
دولت در ساختار جمهوری اسلامی نقش حیاتی و مهمی دارد اما تصمیمات کلان و راهبردی در حوزه اختیارات دولت نیست.
بنابراین نه میتوان اعتبار دستاوردهای کلان را به دولت داد نه همه کاسه و کوزه ها را سر دولت شکست.
مردم به تجربه دریافته اند در ساختار سیاسی کشور رئیسجمهور نه همه کاره است و نه هیچکاره، بنابراین بازی های جناحی اصلاحطلب و اصولگرای رادیکال در جامعه خریدار آنچنانی ندارد.
در آخرین انتخابات ریاست جمهوری که به پیروزی مسعود پزشکیان ختم شد مشارکت برای اولین بار ۴۰٪ رسید که یکی از پیام های مهم آن درک این مسئله بود که مردم خواهان تعیین تکلیف گره های کوری هستند که دست به دست شدن دولت چند بار بین اصلاحطلبان و اصولگرایان تاثیر چندانی در رفع آنها از زندگی مردم نداشته است.
اما همچنان دست فرمان احزاب، جریانات و جناح های سیاسی بر همان پاشنه میچرخد مخصوصا در دوره فعلی که دولت در اختیار اصلاحطلبان است ،تلاش های رسانه ای اصولگرایان بر مسئولیت دولت متمرکز است اما به نظر نمیرسد دیگر در جامعه این منطق که همه چیز در اختیار دولت است خریدار چندانی داشته باشد.
تصمیمات سیاسی و سیاست خارجی آنقدر در زندگی روزمره جامعه ایران اثرگذار است که مردم ایران را میتوان یکی از سیاست زده ترین مردم جهان دانست که باعث میشود سطح آگاهی مردم از ساختار قدرت نسبت به دیگر کشورها بالاتر باشد.
با توجه به شرایط فعلی از بین جریانات سیاسی آنهایی موفق تر خواهند بود که بتوانند راه برون رفت از چالش ها را با توجه به شرایط واقعی ساختار قدرت ارائه کنند.




