
اوضاع روزهای پس از جنگ رمضان از گونه ای خاص است: شیوه ای از نه جنگ و نه صلح. احتمالا هر روز از خودمان بپرسیم که آیا در صلح یا آتش بس قرار داریم و یا در جنگیم؟! هر روز هم دشمن متجاوز اهدافی را بمباران میکند هم نیروهای دفاعی ایران اهداف مرتبط با دشمن را موشک باران می کند یا با پهپاد هدف قرار می دهد. اما به صورت علنی جنگی اعلام نشده است. صلح هم نیست زیرا این تبادل آتش روزانه همه چیز هست جز صلح.
دشمن مایل نیست جنگ اعلام کند و ما هم همین کار را کرده ایم. مشخص نیست آمریکایی ها چرا اعلام جنگ و عملیات نظامی گسترده نکرده اند اما می توان حدس هایی زد. پر ابهام تر از اینکه چرا آنها ترجیح می دهند که عملیات نظامی را اعلام نکنند و تنها بگویند که اهدافی را زده ایم، این است که دلایل ما برای اعلام نکردن چیست. به طور معمول چیزی که دشمن از آن سود می برد به زیان ماست! یک واقعیت ساده است.
فشار اقتصادی و هراس از تکرار رکود بزرگ
- ملاحظات اقتصادی، نقش تعیینکنندهای در خودداری ترامپ از گسترش جنگ داشته است.
- افزایش قیمت انرژی: تشدید تنشها در خاورمیانه، به ویژه تهدید ایران برای بستن تنگهی هرمز، میتوانست قیمت نفت و بنزین را به شدت افزایش دهد و به اقتصاد آمریکا و محبوبیت ترامپ ضربه بزند.
- هراس از تکرار رکود بزرگ: تحلیلها نشان میدهد ترامپ نگران بود که جنگ گسترده، او را به «هربرت هوور»، رئیسجمهور دوران رکود بزرگ، تشبیه کند و از این مقایسه به شدت پرهیز داشت.
- کاهش ذخایر استراتژیک نفت: ذخایر استراتژیک نفت آمریکا به کمترین میزان از سال ۱۹۸۳ رسیده بود و این کشور توانایی جبران اختلالات جدی در عرضه نفت را نداشت.
محاسبات سیاسی و فشارهای داخلی
- فشار انتخابات میاندورهای: با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶، جمهوریخواهان برای حفظ کنترل کنگره تحت فشار بودند. ترامپ با خودداری از درخواست رسمی مجوز جنگ از کنگره، از قرار گرفتن همحزبیهایش در موضعی دشوار و رایآوری که مجبور به رأیگیری دربارهی جنگی نامحبوب شوند، جلوگیری کرد.
- کاهش حمایت عمومی: افکار عمومی آمریکا به ویژه پس از افزایش قیمتها و تلفات، به طور فزایندهای از درگیری طولانیمدت در خاورمیانه ناراضی بودند.
معادلات نظامی و راهبردی
- آمادهنبودن نظامی: بر اساس گزارشها، فرماندهان نظامی آمریکا برای یک حملهی همهجانبه یا پاسخ به تلافیجویانهی ایران آمادگی نداشتند و تجهیزات کلیدی آمریکا در سایر نقاط جهان مستقر بودند. همچنین، استقرار نیروهای کمکی حداقل به یک هفته زمان نیاز داشت.
- هشدار متحدان: متحدان کلیدی مانند اسرائیل و عربستان سعودی به واشنگتن هشدار دادند که توانایی مقابله با تلافی ایران را ندارند یا نگران بیثباتی منطقه بودند.
- عدم کارایی جنگ هوایی: کارشناسان معتقدند که صرفاً با حملات هوایی نمیتوان رژیمی را سرنگون کرد و این کار نیازمند حضور نیروی زمینی است که هزینههای نظامی و سیاسی گزافی به همراه دارد.
راهبرد «تهدید، نه جنگ»
به باور بسیاری از تحلیلگران، ترامپ به دنبال جنگ نبود، بلکه از تهدید به جنگ به عنوان اهرم فشار برای رسیدن به اهداف دیپلماتیک خود استفاده میکرد. او به دنبال کسب امتیازات حداکثری با کمترین هزینه بود و جنگ گسترده را ابزاری برای رسیدن به توافقی بهتر میدانست.
جمعبندی
ترامپ به جای اعلان رسمی جنگ، از یک «منطقهی خاکستری» استفاده کرد: با انجام عملیاتهای نظامی محدود و پرهیز از واژهی «جنگ»، ضمن حفظ انعطافپذیری و اعمال فشار بر دشمن، از دامهای حقوقی، سیاسی، اقتصادی و نظامی یک جنگ تمامعیار گریخت.




