اقتصاد دولتیاقتصادیانرژی و حامل ها

معمای میلیارد دلاری نفت؛ وقتی بدهکاران، طلبکاران را هدف می‌گیرند

هم‌زمان با جدی‌تر شدن پیگیری بدهی‌های نفتی، گزارش‌ها از تحرکات پنهان برخی از چهره های شبکه‌های واسطه فروش نفت حکایت دارد که با شایعه‌پراکنی، تخریب چهره و فشار رسانه‌ای، سعی در تغییر مسیر مطالبات عمومی دارند.

بدیهی است که در میان معتمدان (تراستی) ندرتا کسانی پیدا می شوند که اهل غل و غش باشند؛ به همین دلیل صحبت درباره برخی افراد است که برای نهادهای ناظر شناخته شده هستند. همین افراد هستند که با پول پاشی رسانه ای موضوع را وارونه جلوه داده اند.

۱. راز پول‌های گم‌شده؛ سوالی که هنوز بی‌پاسخ مانده است

در هفته‌های اخیر، نهادهای امنیتی و انتظامی تمرکز ویژه‌ای بر پرونده بدهی‌های کلان برخی از بازرگانان (تریدرها) و شبکه‌های واسطه فروش نفت داشته‌اند. هدف از این پیگیری‌ها، روشن شدن سرنوشت میلیاردها دلار از منابع حاصل از فروش نفت است که باید به خزانه کشور بازمی‌گشت.

اما در برابر این مطالبه، مجموعه‌ای از بهانه‌ها مطرح می‌شود؛ از دشواری انتقال ارز و بسته شدن حساب‌های بانکی گرفته تا هزینه‌های گزاف تجارت در شرایط تحریم. بررسی صحت این ادعاها، اکنون بخشی از وظیفه مراجع مسئول است تا مشخص شود چه میزان از منابع واقعاً در گیرودار محدودیت‌های تحریمی گرفتار شده و چه میزان باید بسیار زودتر به کشور بازمی‌گشت.

۲. بازی وارونه؛ بدهکاران چگونه هزینه می‌تراشند؟

بخش شگفت‌انگیز این ماجرا از جایی آغاز می‌شود که پیگیری برای بازگشت پول‌ها جدی‌تر شده است. اطلاعات رسیده به پایگاه خبری «میزنفت» نشان می‌دهد که هدف برخی از این شبکه‌های واسطه، فراتر از دفاع حقوقی از عملکرد خود است؛ آن‌ها به‌جای پاسخ‌گویی درباره سرنوشت پول‌ها، دست به اقداماتی زده‌اند که هزینه وصول بدهی را برای طلبکاران افزایش دهد.

به بیان روشن‌تر، این شبکه‌ها که توسط عده ای معلوم الحال مدیریت می شوند، چنان قدرتی یافته‌اند که به‌جای ارائه پاسخ شفاف درباره بدهی‌های خود، به تخریب چهره افراد پیگیر، شایعه‌پراکنی، پرونده‌سازی رسانه‌ای و حتی تلاش برای کنار زدن مسئولان وصول‌کننده مطالبات روی آورده‌اند.

منطق این عملیات بسیار ساده است: هرچه فضای پیرامون پرونده آشفته‌تر و پرحاشیه‌تر شود، سؤال اصلی کمتر شنیده خواهد شد: پول نفت کجاست و چه زمانی به کشور بازمی‌گردد؟

۳. رسانه‌ها در خدمت برخی بدهکاران؛ پول نفت خرج جنگ روایت‌ها می‌شود؟

این تقابل به فضای رسانه‌ای نیز کشیده شده است. بر اساس شنیده ها و گزارش‌های موجود، بخشی از شبکه‌های ذی‌نفع تلاش کرده‌اند با هزینه‌کرد در رسانه‌ها و تولید محتوای هدفمند، فضای پرونده را به نفع خود تغییر دهند. در این مسیر، به‌جای پاسخ درباره بدهی، تمرکز بر تخریب کسانی قرار گرفته که وصول مطالبات را دنبال می‌کنند.

برای شبکه‌ای که با گردش مالی عظیم نفت سروکار داشته، تأمین هزینه چند رسانه یا چند انسان-رسانه ارزان یا تولید موج خبری، رقم قابل‌توجهی نیست. اما خروجی چنین هزینه‌ای بسیار مهم‌تر است؛ اعتبار فرد پیگیر مخدوش می‌شود، درباره مراجع مسئول شبهه‌افکنی می‌شود و اصل مطالبه در میان انبوهی از ادعاها و حاشیه‌ها گم می‌شود.

در چنین الگویی، رسانه دیگر فقط محل انتشار خبر نیست؛ بلکه به ابزاری برای افزایش هزینه وصول بدهی و فرار از پاسخ‌گویی تبدیل می‌شود.

۴. چگونه واسطه‌های نفتی غول‌هایی بزرگ شدند؟

برای درک قدرت امروزی برخی از بازرگانان نفتی، باید به نحوه شکل‌گیری آن‌ها بازگشت. تشدید تحریم‌های نفتی، ایران را ناچار کرد برای فروش محموله‌ها، دریافت پول و انتقال ارز، به شبکه‌ای از واسطه‌ها (کارگزاران)، شرکت‌های پوششی و مسیرهای غیرمتعارف مالی متکی شود.

این ساختار برای ادامه صادرات در شرایط سخت، یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر بود؛ در واقع، همه ما مدیون بسیاری از این انسان های شریف هستیم که در دور زدن تحریم ها کمک کرده اند و حتی در خطر بوده اند. اما تداوم آن به برخی واسطه‌ها فرصت داد تا حجم عظیمی از منابع مالی کشور را مدیریت کنند. بازرگانی که سال‌ها محموله‌های چندین ده میلیون دلاری را در اختیار داشته و شبکه‌ای از شرکت‌ها، حساب‌ها و شرکای تجاری ساخته، دیگر یک دلال کوچک نفتی نیست. برای برخی که بر نفس خود سوار نیستند این شرایط وسوسه انگیز است.

پول برای این شبکه فقط انباشت ثروت نکرده است؛ قدرت نیز ساخته است.

همین قدرت امروز در نقطه‌ای بسیار حساس خود را نشان می‌دهد. هنگامی که یک واسطه می‌تواند در برابر مطالبه تسویه حساب مقاومت کند، علیه افراد پیگیر موج‌سازی کند و برای کنار زدن آن‌ها زمینه‌چینی نماید، رابطه میان کارفرما (دولت) و کارگزار (واسطه) عملاً دگرگون شده است.

۵. میان تحریم و تخلف؛ مرز باریکی که باید روشن شود

پیچیدگی تجارت در شرایط تحریم نباید باعث ساده‌انگاری درباره این پرونده شود. انتقال پول نفت ایران در شرایط تحریم، فرآیندی دشوار، پرهزینه و پرریسک است و نمی‌توان هر تأخیری در بازگشت منابع را به تخلف نسبت داد. زیرا در بسیاری از موارد واقعا شرایط تحریمی سبب تاخیر است. همین موضوع ضرورت بررسی دقیق و کارشناسی هر پرونده را دوچندان می‌کند.

از سوی دیگر، تحریم نیز نمی‌تواند چک سفید امضایی برای نگهداری نامحدود و بلاتکلیف منابع باشد. هرجا نفت تحویل شده، پول دریافت شده و امکان تسویه وجود داشته است، باید صورت‌حساب روشن و شفافی ارائه شود.

۶. یک سؤال سرنوشت‌ساز؛ پول نفت کجاست؟

به همین دلیل، مسئله امروز فقط بدهی چند بازرگان نفتی نیست. آنچه اهمیت بیشتری دارد، قدرتی است که بخشی از شبکه واسطه‌ای طی سال‌ها انباشته کرده و اکنون برای حفظ منافع خود به کار می‌گیرد. ورود نهادهای امنیتی و انتظامی به این پرونده می‌تواند نقطه آغاز تعیین تکلیف این وضعیت باشد.

آنچه نباید در میان موج شایعات، تخریب‌ها و حاشیه‌سازی‌ها فراموش شود، یک مطالبه بسیار ساده اما حیاتی است: نفت متعلق به کشور فروخته شده؛ پول آن باید به کشور بازگردد.

۷. هشدار؛ وقتی واسطه‌ها از کارگزاران قدرتمندتر می‌شوند

اگر شبکه‌ای که برای دور زدن تحریم ساخته شد، بتواند با قدرت مالی و رسانه‌ای خود، مسیر وصول مطالبات را مختل کند، مسئله از یک بدهی نفتی ساده فراتر رفته است. در چنین شرایطی، باید پرسید چگونه واسطه‌هایی که قرار بود ابزار تجارت تحریمی ایران باشند، به نقطه‌ای رسیده‌اند که برای نهادها و افرادی که پول نفت را مطالبه می‌کنند، هزینه می‌تراشند و آن‌ها را هدف حملات رسانه‌ای قرار می‌دهند؟

در شرایطی که اقتصاد ایران با تنگنای ارزی دست و پنجه نرم می‌کند، هر دلار از منابع نفتی اهمیت حیاتی دارد. مطالبه بازگشت ارز حاصل از فروش نفت، نه یک اقدام علیه یک فرد یا مجموعه خاص، که صیانت از منافع ملی و امنیت اقتصادی کشور است.

شفافیت، پاسخگویی و ارائه مستندات، تنها راه حل این معضل است. اگر ارز بازگشته، اسناد آن منتشر شود. اگر بازنگشته، علت آن به روشنی توضیح داده شود. و اگر تخلفی رخ داده، برخورد قانونی صورت گیرد.

افکار عمومی همچنان منتظر پاسخی روشن به سؤال اساسی این پرونده است: پول نفت کجاست؟ و چه کسی مسئول بازگشت آن به چرخه اقتصادی کشور است؟

به همین دلیل، مسئله امروز فقط بدهی چند بازرگان نفتی نیست. آنچه اهمیت بیشتری دارد، قدرتی است که بخشی از شبکه واسطه‌ای طی سال‌ها انباشته کرده و اکنون برای حفظ منافع خود به کار می‌گیرد. ورود نهادهای امنیتی و انتظامی به این پرونده می‌تواند نقطه آغاز تعیین تکلیف این وضعیت باشد.

آنچه نباید در میان موج شایعات، تخریب‌ها و حاشیه‌سازی‌ها فراموش شود، یک مطالبه بسیار ساده اما حیاتی است: نفت متعلق به کشور فروخته شده؛ پول آن باید به کشور بازگردد.

جمع بندی

در شرایطی که اقتصاد ایران با تنگنای ارزی دست و پنجه نرم می‌کند، هر دلار از منابع نفتی اهمیت حیاتی دارد. مطالبه بازگشت ارز حاصل از فروش نفت، نه یک اقدام علیه یک فرد یا مجموعه خاص، که صیانت از منافع ملی و امنیت اقتصادی کشور است.

شفافیت، پاسخگویی و ارائه مستندات، تنها راه حل این معضل است. اگر ارز بازگشته، اسناد آن منتشر شود. اگر بازنگشته، علت آن به روشنی توضیح داده شود. و اگر تخلفی رخ داده، برخورد قانونی صورت گیرد.

افکار عمومی همچنان منتظر پاسخی روشن به سؤال اساسی این پرونده است: پول نفت کجاست؟ و چه کسی مسئول بازگشت آن به چرخه اقتصادی کشور است؟

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا