
مواجههٔ مسلمانان فاتح با نظام پیچیده و ناآشنای کشاورزی در ایران عهد ساسانی، خلیفهٔ دوم را به تصمیمی تاریخی واداشت که پیامدهای آن قرنها در ساختار اقتصادی و اداری جهان اسلام باقی ماند.
به روایت طبری، خلیفۀ دوم که در فتوحات پیشین، زمینهای مناطق مفتوحه را میان جنگجویان تقسیم میکرد، این بار در سرزمینهای موسوم به «سواد» (عراق امروزی) رویهای متفاوت در پیش گرفت؛ او زمینها را در دست کشاورزان باقی گذاشت و به جای تقسیم، دریافتِ خراج و جزیه را از آنان مقرر کرد. این تصمیم که با استناد به سیرهٔ پیامبر در «دومةالجندل» توجیه میشد، از یک سو مانع از اتلاف سرمایههای کشاورزی به دست اعراب ناآشنا با این فن شد، و از سوی دیگر، زمینهٔ تثبیت نظام مالی و اداری ساسانی را در دولت تازهتأسیس اسلامی فراهم آورد. ابنخلدون، تاریخنگار نامدار، در مقدمهٔ خود این تدبیر را با توصیف «طبع وحشیگریِ اعراب» پیوند میزند و معتقد است که اعراب به غارتگری خو گرفته بودند و اگر زمینها به دست آنان میافتاد، آبادانی و تمدن از آن سامان رخت برمیبست. اما آنچه این تصمیم را به نقطهعطفی تاریخی بدل کرد، تداوم نظام مالی انوشیروانی و رسمیت یافتن زبان فارسی به عنوان زبان دیوانی خلافت اسلامی بود. ناگزیر، دبیران و مستوفیان ایرانی برای ادارهٔ این دیوانها به کار گرفته شدند و نظام مالیاتی ساسانی، همراه با گاهشماری خورشیدی و جشنهایی چون نوروز و مهرگان، در دل جامعهٔ اسلامی راه یافت.
به گفتهٔ پژوهشگران، این تحولات، دبیران ایرانی را به فراگیری علوم و آداب جهانداری کهن ترغیب کرد و از آنجا که این دانشها در آثار عربی یافت نمیشد، آنان به ترجمه و شرح آثار پهلوی روی آوردند. بررسی نام مترجمان این دوره نشان میدهد که اکثر آنان دبیرانِ دیوانسالار یا وابستگان به آنان بودهاند.
بدینترتیب، یک تصمیمِ بهظاهر سادهٔ مالیاتی، نه تنها ساختار اداری ایران پیشااسلامی را تا قرنها در خلافت اسلامی حفظ کرد، بلکه زمینهٔ انتقال میراث فرهنگی و تاریخی ایران را به دورهٔ اسلامی نیز فراهم آورد.




