سیاست

کابوس آرامکو و دژ کوهستانی یمن؛ چرا پیشروی انصارالله غیرقابل توقف است؟

تحلیل راهبردی از بازدارندگی موشکی یمن، بازی دوگانه آنکارا-اسلام‌آباد و سناریوی «یمن، پیش از ایران» در دکترین نظامی پنتاگون

پیشروی نیروهای انصارالله یمن در روزهای اخیر (۱۸ تا ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ / ۹ تا ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶) شتابی راهبردی یافته است؛ به‌طوری‌که تسلط بر نقاط کلیدی مانند سواحل غربی و جزیره راهبردی پریم در تنگه باب‌المندب، معادلات میدانی را به نفع مقاومت تغییر داده است. این پیشروی نه‌تنها متوقف نخواهد شد، بلکه در روزهای آینده گسترش می‌یابد، زیرا هیچ نیروی نیابتی یا ارتش سنتی (کلاسیک) منطقه‌ای توانایی ایستادگی در برابر انگیزه اعتقادی، چابکی تاکتیکی و حمایت مردمی این نیروها را ندارد. دلیل این ناتوانی مطلق دشمن در جلوداری، در سه محور بعدی (بازدارندگی موشکی، انزوای دیپلماتیک عربستان و فلج واشنگتن) ریشه دارد.

متن پیش رو پیاده شده مصاحبه ای است با «سالار» (مستعار) که متن به صورت یک یادداشت درآمده است؛ ممکن است ادبیات منبع تغییر یافته باشد.

بازدارندگی نامتقارن: نیروی زمینی چابک در کنار چتر موشکی

انصارالله یمن با تلفیقی هوشمندانه از نیروی زمینی سبک و چابک و یک زرادخانه موشکی و پهپادی دقیق، معادله کلاسیک جنگ را برهم زده است. حملات اخیر به تأسیسات حیاتی آرامکو در مناطق جیزان و نجران نشان داد که این نیروی موشکی، برخلاف ادعاهای دشمن، کاملاً قادر است زیرساخت‌های نفتی و اقتصادی عربستان را فلج کند. این توانایی، ریسک مداخله مستقیم ریاض را به سطحی غیرقابل‌تحمل رسانده است؛ چرا که هرگونه تحرک نظامی عربستان، با پاسخ فوری و ویرانگر به شریان‌های حیاتی اقتصاد این کشور مواجه خواهد شد و عملاً امکان دخالت نظامی مؤثر را از عربستان سلب می‌کند.

بازی دوگانه آنکارا و اسلام‌آباد و هشدار قاطع تهران

علی‌رغم تبلیغات پیرامون «پیمان دفاعی مکه» میان عربستان، ترکیه و پاکستان، واقعیت میدانی چیز دیگری است. پاکستان علیرغم همه پیمان‌ها، صرفاً به دنبال تزریق مالی و نجات اقتصاد ورشکسته خود است و هیچ تمایلی به درگیر شدن در باتلاق یمن ندارد؛ چنانکه نخست‌وزیر پاکستان در سفر اخیر خود به ریاض و دیدار با بن‌سلمان، صراحتاً اعلام کرد که این کشور در یمن مداخله نظامی نخواهد کرد. ترکیه نیز صرفاً به دنبال تثبیت نقش خود به‌عنوان رهبر جهان اسلام است تا در صورت درگیری‌های آتی با اسرائیل، پشتوانه‌ای منطقه‌ای داشته باشد. رجب طیب اردوغان حتی از سفر به این نشست‌ها خودداری کرد. از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران به‌صورت دیپلماتیک و قاطع به هر دو کشور آنکارا و اسلام‌آباد هشدار داده است که هرگونه مداخله در یمن، پیامدهای منطقه‌ای جبران‌ناپذیری خواهد داشت و این پیام به‌خوبی دریافت شده است.

فلج راهبردی واشنگتن در آستانه انتخابات میان دوره

دولت آمریکا به دلیل در پیش بودن انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر ۲۰۲۶ (آبان ۱۴۰۵)، در یک فلج راهبردی کامل به سر می‌برد. هرگونه مداخله نظامی گسترده یا تشدید درگیری‌ها در این برهه حساس، هزینه‌های سیاسی سنگینی برای کاخ سفید و کنگره خواهد داشت و می‌تواند نتیجه انتخابات را تغییر دهد. بنابراین، پنتاگون فعلاً به اقدامات محدود و دفاعی بسنده کرده و هرگونه تصمیم برای مداخله جدی، عملاً به دوره پس از انتخابات موکول شده است. این پنجره زمانی، فرصت طلایی را برای تحکیم موقعیت مقاومت فراهم کرده است.

استیصال ریاض و توسل مشروط به تل‌آویو تحت چتر سنتکام

عربستان سعودی که ناتوانی خود را در برابر انصارالله به‌خوبی درک کرده و از بی‌میلی متحدان سنتی خود برای کمک ناامید شده است، به‌دنبال کمک پنهانی اسرائیل است. بر اساس گزارش‌های اخیر رسانه‌های عبری (اواسط سپتامبر ۲۰۲۶)، اسرائیل با این درخواست موافقت کرده، اما با دو شرط راهبردی: نخست، تمامی عملیات‌ها باید کاملاً تحت پوشش و ذیل فرماندهی مرکزی نیروهای آمریکا (سنتکام) انجام شود و نه به نام اسرائیل، تا از شعله‌ور شدن خشم خیابانی در جهان اسلام جلوگیری شود. دوم، کمک‌های اسرائیل در حال حاضر و تا زمانی که آمریکا رسماً وارد عمل نشود، صرفاً به اشتراک‌گذاری اطلاعاتی، جاسوسی ماهواره‌ای و کمک در تعیین اهداف محدود خواهد بود و شامل اقدام نظامی مستقیم نمی‌شود.

کابوس آرامکو: ضامن عدم ورود عربستان به جنگ تمام‌عیار

مهم‌ترین سلاح و ابزار استراتژیک انصارالله یمن، موشک‌های بالستیک و پهپادهای انتحاری هستند که برد آن‌ها به راحتی به تأسیسات حیاتی آرامکو می‌رسد. این سلاح مخوف، یک بازدارندگی وجودی ایجاد کرده است. ریاض به‌خوبی می‌داند که حتی یک حمله موفقیت‌آمیز به پالایشگاه‌ها یا پایانه‌های صادراتی، می‌تواند اقتصاد این کشور را برای ماه‌ها فلج کند و اعتبار ولیعهد را در عرصه داخلی و بین‌المللی نابود سازد. همین تهدید مستمر باعث می‌شود که عربستان سعودی هیچ‌گاه جرات نکند مستقیماً و با تمام قوا وارد یک جنگ تمام‌عیار زمینی یا هوایی گسترده علیه یمن شود.

سناریوی ائتلاف اجباری پس از انتخابات آمریکا

با توجه به تحلیل روندها، اگر پس از انتخابات آمریکا شرایط میدانی به همین شکل باقی بماند و فشارهای داخلی و بین‌المللی بر کاخ سفید افزایش یابد، واشنگتن ناچار خواهد شد تحت یک «ائتلاف اجباری» با اسرائیل و عربستان وارد عمل شود تا وجهه هژمونیک خود را بازیابی کند. با این حال، با توجه به تجربه شکست‌های پیشین در خاورمیانه و هزینه‌های گزاف آن، این مداخله به‌شدت بعید است که ماهیت زمینی داشته باشد. این ائتلاف حداکثر به تشدید حملات هوایی، دریایی و محاصره اقتصادی محدود خواهد شد که تأثیر تعیین‌کننده‌ای بر تغییر موازنه میدانی به نفع دشمن نخواهد داشت.

ضرورت حیاتی توسعه استحکامات و پایگاه‌های زیرزمینی

اگرچه نیروی زمینی انصارالله از برتری معنوی و تاکتیکی برخوردار است، اما در برابر برتری هوایی دشمن و حملات مداوم پهپادی و موشکی، ذاتاً آسیب‌پذیر است. بنابراین، یمنی‌ها در این یک تا دو ماه حیاتی باید با حداکثر توان، شبکه استحکامات دفاعی، تونل‌های ارتباطی و پایگاه‌های زیرزمینی خود را گسترش دهند. پراکنده‌سازی زرادخانه موشکی و انتقال مراکز فرماندهی و کنترل به اعماق زمین، تنها راه تضمین تداوم عملیات و خنثی‌سازی برتری هوایی دشمن در فازهای بعدی درگیری است.

مزیت زمین-ریخت-شناختی (ژئومورفولوژیک) کوهستان‌ها و خنثی‌سازی دقت دشمن

عارضه نگاری (توپوگرافی) منحصر‌به‌فرد یمن، به‌ویژه مناطق کوهستانی، یک دژ طبیعی غیرقابل‌نفوذ است. به دلیل قوسی که زمین دارد و عمق دره‌ها و پستی‌بلندی‌های شدید، سیستم‌های هدایت لیزری و راداری دشمن با اختلال جدی مواجه می‌شوند. در چنین محیطی، هیچ خمپاره، بمب هدایت‌شونده یا موشکی نمی‌تواند به‌معنای واقعی کلمه «نقطه‌زن» عمل کند. این ویژگی جغرافیایی، دقت حملات هوایی دشمن را به‌شدت کاهش داده و بقای نیروهای مقاومت را در برابر حملات سنگین تضمین می‌کند.

یمن؛ حلقه اول درگیری در سناریوی تشدید بدون توافق

اگر توافقی حاصل نشود و شرایط فعلی تداوم یابد، دکترین نظامی آمریکا حکم می‌کند که واشنگتن برای اجتناب از درگیری مستقیم و پرهزینه با ایران، ابتدا حلقه بیرونی محور مقاومت را هدف قرار دهد. در این سناریو، انصارالله یمن به‌عنوان «نرم‌ترین هدف» در نگاه پنتاگون، ابتدا درگیر یک تصاعد نظامی گسترده خواهند شد تا هم بازدارندگی ایران آزمایش شود و هم فشار بر تل‌آویو و ریاض کاهش یابد. این واقعیت، یمن را به خط مقدم نبرد آینده تبدیل می‌کند و نیازمند آمادگی حداکثری برای عبور از این طوفان پیش‌روی‌شده است.

تخمین تلفات دشمن

با فرض عدد ۱۵۰۰ اسیر با توجه به داده‌های عملیاتی و میدانی، به احتمال بسیار زیاد تعداد کشته‌شدگان نیز در همین حدود (بین ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ نفر) است. در ادبیات و دکترین نظامی، در نبردهای باز در دشت و بیابان، نسبت نیروی اسیرشده به کشته‌شده معمولاً یک‌به‌یک یا نزدیک به آن است. البته در محیط‌های کوهستانی و ناهموار، به دلیل امکان پناهگیری، استتار و عقب‌نشینی تاکتیکی، این نسبت به نفع تعداد اسرا کاهش می‌یابد.

اما با در نظر گرفتن گستردگی، عنصر غافلگیری و شدت درگیری‌های اخیر در جبهه‌های مختلف، حتی تخمین ۱۰۰۰ کشته نیز یک برآورد کاملاً محافظه‌کارانه است. شواهد حاکی از آن است که تلفات جانی دشمن به مراتب فراتر از این ارقام بوده و ضربات مهلکی به بدنه نیروهای مهاجم وارد شده است؛ ضرباتی که نه‌تنها روحیه رزمی آن‌ها را در هم شکسته، بلکه جبران این خسارت انسانی برای آن‌ها ماه‌ها زمان و هزینه سنگین نیاز خواهد داشت.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا