
دکتر برات شمسا
سخنرانی اخیر رئیسجمهور محترم در سازمان ملل متحد، نمونهای شاخص از موضعگیری شجاعانه و منطبق بر گفتمان مقاومت بود که بازتاب گستردهای در میان طیفهای مختلف اجتماعی و سیاسی کشور داشت. تحسین این اقدام، فرصتی مناسب برای تحلیل اثرات راهبردی چنین موضعگیریهایی فراهم میکند.
تجربه سالهای اخیر نشان داده است که نحوه موضعگیری سران قوا و مسئولان ارشد کشور، خصوصاً در عرصههای بینالمللی، نقشی تعیینکننده در شکلدهی به فضای سیاسی و اجتماعی داخلی ایفا میکند. در این میان، سخنرانی اخیر رئیسجمهور در سازمان ملل متحد، به دلیل صراحت، شجاعت و انطباق با ادبیات انقلاب و مطالبات رهبری، توانست الگویی موفق از وحدتآفرینی را به نمایش بگذارد. این نوشتار میکوشد سه اثر راهبردی این مدل موضعگیری را تبیین کند.
اثر نخست: امیدآفرینی و انسجام ملی
نخستین پیامد چنین موضعگیری صریح و شجاعانهای، واکنش مثبت و گسترده مردمی است. برخلاف بسیاری از اظهارنظرهای سیاسی که معمولاً با انتقاد بخشی از افکار عمومی مواجه میشود، این سخنرانی توانست رضایت طیفهای مختلف مردم را جلب کند و کسی در داخل کشور به آن انتقاد جدی وارد نکرد. این همگرایی نادر، حاکی از آن است که گفتمان مقاومت، به مثابه نقطه اشتراک سلایق گوناگون، ظرفیت بالایی برای امیدآفرینی، تقویت روحیه انقلابی و افزایش انسجام درونی دارد.
اثر دوم: کاهش تنشهای سیاسی و تقویت وحدت
دومین اثر مهم این مدل موضعگیری، تأثیر آن بر فضای سیاسی کشور است. هنگامی که رئیسجمهور با صراحت و بدون ابهام در چارچوب ادبیات انقلاب و منویات رهبری سخن میگوید، زمینه برای سوءاستفاده، ابهامآفرینی و مجادلات سیاسی بیحاصل کاهش مییابد. چنین رویکردی، به جای دامن زدن به قطببندی و منازعات جناحی، موجب اتحاد مسئولان و مردم حول محور گفتمان مقاومت میشود. به بیان دیگر، صراحت در گفتار و پایبندی به اصول، خود به خود یکی از مؤثرترین ابزارهای وحدتآفرینی در سپهر سیاسی کشور است.
اثر سوم: اولویت عمل بر توصیه در وحدتآفرینی
سومین و شاید مهمترین نکته آن است که رفتار و گفتار سران قوا و مسئولان ارشد، بیش از هر توصیه و دستوری، بر وحدت یا اختلاف میان مردم و جریانهای سیاسی اثر میگذارد. موضعگیری اخیر رئیسجمهور و همچنین رویکرد دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی، نمونههایی از این واقعیتاند که مسئولان میتوانند به جای صدور دستور و هشدار برای وحدت، با عمل و بیان خود، زمینه شکلگیری عملی وحدت حول اصول انقلاب و منویات رهبری را فراهم کنند. در مقابل، ابهامگویی، پنهانکاری یا عقبنشینی از اصول، تنها به تنش و مجادله در بدنه جامعه دامن میزند.
در یک جمعبندی میتوان گفت وحدتآفرینی واقعی، بیش از آنکه محصول توصیه و دستور مسئولان باشد، نتیجه عمل و سخن انقلابی و صادقانه آنان است. همانگونه که تجربه نشان داده، موضعگیری شفاف و مؤمنانه رئیسجمهور در عرصه بینالمللی، نه تنها اختلافات را کاهش داده و اتحاد حول گفتمان انقلاب را تقویت کرده، بلکه عرصه را بر وادادگان و مبهمگویان نیز تنگتر ساخته است. بنابراین، تداوم این مسیر میتواند به تقویت هرچه بیشتر همبستگی ملی و انسجام سیاسی در کشور بینجامد.

