
رضا رضائی
بحران ایران و آمریکا دیگر پشت آبهای خلیج فارس نمانده است. ردپای آن حالا در مخازن گاز اروپا، بازار گازوئیل و هزینه انرژی این قاره دیده میشود.
اروپا هنوز با کمبود فوری گاز روبهرو نیست؛ اما فاصله ذخایر آن با سطح مطلوب، توجه بازار را افزایش داده است.
دادههای «زیرساخت گاز اروپا» در ۹ مهر ۱۴۰۵ نشان میدهد مخازن گاز اتحادیه اروپا ۷۱.۵ درصد پر بودهاند. در آلمان این رقم ۵۷.۹۷ درصد و در هلند ۵۸.۸۹ درصد است.
هدف قانونی اتحادیه، ذخیرهسازی ۹۰ درصدی است؛ هرچند کمیسیون اروپا برای زمستان امسال رسیدن به حدود ۸۰ درصد را کافی دانسته است.
اروپا هنوز در وضعیت اضطراری نیست، اما حاشیه امن آن محدودتر شده است.
هرمز؛ گلوگاه انرژی
آژانس بینالمللی انرژی اعلام کرده اختلال در عبور LNG از هرمز در مقطعی نزدیک به ۲۰ درصد عرضه جهانی LNG را تحت تأثیر قرار داده است.
حدود ۹۳ درصد صادرات LNG قطر و ۹۶ درصد صادرات LNG امارات از این آبراه عبور میکند و مسیر جایگزین مستقیمی برای رساندن این محمولهها به بازار جهانی وجود ندارد.
بنابراین اختلال در هرمز فقط مسئله حجم عرضه نیست؛ رقابت برای محمولههای باقیمانده را نیز تشدید میکند.
اروپا برای جبران این فشار، اتکای خود به LNG آمریکا را افزایش داده است. طبق دادههای LSEG، اروپا در شهریور ۵.۹۱ میلیون تن LNG آمریکا دریافت کرده؛ یعنی ۵۴ درصد کل صادرات LNG آمریکا.
در عمل، بخشی از فشار هرمز به بازار LNG آمریکا منتقل شده و اروپا و آسیا را برای محمولههای موجود وارد رقابت بیشتری کرده است.
با وجود افزایش عبور LNG از هرمز، جریان هنوز به وضعیت عادی بازنگشته است. در شهریور، طبق دادههای S&P Global، ۱۹ محموله و طبق Kpler، ۲۱ محموله LNG از هرمز عبور کردند؛ بالاترین رقم ماهانه از آغاز جنگ، اما همچنان فاصلهدار با سطح عادی.
گازوئیل؛ فشار در جبهه دوم
در بازار فرآوردههای نفتی نیز اروپا با فشار مشابهی مواجه است.
در ۱۰ مهر ۱۴۰۵ گزارش شد فرانسه پیشنهاد آزادسازی ۵۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری گازوئیل اروپا را مطرح کرده؛ رقمی معادل حدود ۱۷ درصد ذخایر اضطراری اتحادیه. همزمان، واشنگتن از اروپا خواسته برای کاهش فشار بازار ذخایر خود را آزاد کند و در صورت همکاری نکردن، احتمال محدود کردن صادرات گازوئیل آمریکا به اروپا را مطرح کرده است. (Reuters)
اینجا یک تناقض آشکار شکل میگیرد: اروپا باید از ذخایر استراتژیک خود خرج کند، در حالی که تأمینکننده اصلی آن سوی اقیانوس میتواند صادراتش را محدود کند.
اتحادیه اروپا نیز خواستار اطمینان از ادامه صادرات گازوئیل آمریکا شده است.
هرمز در محاسبات تهران و اروپا
در چنین شرایطی، موضع ایران درباره هرمز اهمیت بیشتری پیدا میکند.
تهران اعلام کرده امنیت و عبور و مرور در تنگه هرمز را در چارچوب پایان درگیریها و رفع محدودیتهای دریایی دنبال میکند و امنیت این آبراه را بخشی از معادله پایان بحران میداند.
واشنگتن در مقابل، اقدامات خود در منطقه را با استناد به حفاظت از کشتیرانی و امنیت هرمز توجیه میکند.
بنابراین هرمز اکنون همزمان در سه سطح مطرح است: امنیت دریایی، بازار انرژی و معادله سیاسی جنگ.
اروپا البته گزینههای دیگری هم دارد. آلمان از نروژ گاز خط لوله دریافت میکند و برای واردات از الجزایر و جمهوری آذربایجان نیز قرارداد دارد. نروژ حدود ۳۰ درصد تقاضای گاز اتحادیه اروپا و بریتانیا را تأمین میکند و یکی از ستونهای اصلی امنیت انرژی منطقه است.
این تنوع منابع، ریسک اروپا را کاهش میدهد؛ اما آن را از شوک هرمز مصون نمیکند.
مسئله اصلی اکنون فروپاشی انرژی نیست؛ بلکه افزایش هزینه، کاهش حاشیه امن و دشوارتر شدن تأمین انرژی در صورت تداوم بحران است.
هرمز دیگر فقط مسیر عبور نفت نیست؛ اختلال در آن میتواند قیمت LNG، گازوئیل و هزینه تولید اروپا را نیز جابهجا کند.
و هرچه این وضعیت طولانیتر شود، انگیزه اروپا برای ایفای نقشی فعالتر در کاهش تنش و حفظ جریان انرژی نیز میتواند افزایش یابد.
این یعنی هرمز، حتی برای اروپایی که در بسیاری از مسائل با واشنگتن همراه است، به یک متغیر مستقل در محاسبات بحران تبدیل شده است.




