اندیشهفرهنگیکتاب و ادبیات

چندشغله بودن از نظر خواجه نظام الملک طوسی

بسیار اتفاق افتاده است که در متون کهن ادبی، تاریخی، سیاسی زبان فارسی به مطلبی می‌رسیم که گویی برای امروز ما نوشته شده است. این امر که در نظر اول حکایت از دقت نظر و وسعت دانش پیشینیان ما دارد می‌تواند زنگ خطری نیز برای ما در همۀ زمینه‌ها باشد؛ گویی ما پس از قرن‌ها همچنان درگیر همان مسائلی هستیم که نخبگان جامعۀ ایرانی در زمان خود با آن دست به گریبان بودند. نوشتۀ خواجه نظام‌ الملک طوسی در انتقاد از چند شغله بودن ناکارآمدان و خانه‌نشینی مردان کاردیده و قابل اعتماد از این منظر خواندنی است:

«و امروز مردم هست که بی هیچ کفایتی که در او هست، دَه عمل دارد و اگر شغلی دیگر پدیدار آید هم بر خویشتن زند و اگر سیمش بذل باید کرد، بذل کند و بدو دهند و اندیشه‌ی آن نکنند که این مرد، اهل این شغل هست یا نه؟ کفایتی دارد یا نه؟ و… چندین شغل که در خویشتن پذیرفته است به سَر تواند بُرد یا نه؟ و باز مردان کافی و شایسته و جلد و‌ معتمد و کارهاکرده، محروم گذاشته‌اند و در خانه‌ها معطّل نشسته‌اند و هیچ کس را اندیشه و تمییز آن نمی‌باشد که چرا باید که مجهولی، بی‌کفایتی، بی‌اصلی، بی‌فضلی چندین شغل دارد و معروفی، اصیلی و معتمدی یک شغل ندارد و محروم و‌معطّل باشد؟»

منبع: سیاستنامه، به اهتمام هیوبرت دارک، بنگاه ترجمه و‌نشر کتاب، ۱۳۴۷، ص ۲۱۴

سعید مزروعیان

دبیر بخش فرهنگ؛ دکترای ادبیات فارسی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا