سیاست

‏صحبت درباره هزینه جنگ؛ از نیت خیرخواهانه تا سیگنال به دشمن

‏پاسخی به دفاع سیستم رسانه‌ای دولت از یک خطا

بهنام عبداللهی

‏یادداشت آقای عباس رضایی ثمرین، در دفاع از سخنان محمدجعفر قائم‌پناه، یک نکته مهم و قابل تأمل دارد: سیاست‌گذاری در خلأ صورت نمی‌گیرد و هر تصمیم امنیتی و راهبردی، علاوه بر دستاوردهای احتمالی، هزینه‌هایی نیز بر کشور تحمیل می‌کند. هیچ عقل سیاسیِ پخته‌ای نمی‌تواند «هزینه» را از معادله تصمیم‌گیری حذف کند. با این حال، مسئله از جایی آغاز می‌شود که سخن گفتن از هزینه، بدون توجه همزمان به «منطق بازدارندگی» و «ادراک قدرت» صورت گیرد.

 

‏در نظریه‌های روابط بین‌الملل، قدرت صرفاً در میزان سلاح، منابع یا ظرفیت اقتصادی خلاصه نمی‌شود؛ ادراک طرف مقابل از اراده و توان یک کشور نیز بخشی از قدرت آن کشور است. از همین رو، هر پیام سیاسی که در شرایط منازعه مخابره می‌شود، علاوه بر مخاطب داخلی، مخاطب خارجی نیز دارد. ممکن است یک مقام، در مقام فردی و با نیت توضیح هزینه‌های جنگ سخن بگوید، اما سخن او در دستگاه محاسباتی دشمن به‌عنوان «سیگنال» دریافت شود. اینجاست که نیت گوینده، تنها معیار ارزیابی پیام نیست؛ پیامد و نحوه ادراک آن نیز اهمیت پیدا می‌کند.

 

‏از این منظر، نقد سخنان قائم‌پناه لزوماً به معنای متهم‌کردن او به «تسلیم‌طلبی» نیست. اتفاقاً می‌توان بدون نسبت‌دادن هیچ نیت نادرستی به گوینده، درباره کارآمدی راهبردیِ یک گزاره سیاسی پرسش کرد. اینکه کسی حاضر باشد برای جلوگیری از یک فاجعه انسانی از یک امتیاز راهبردی صرف‌نظر کند، فی‌نفسه قابل فهم است؛ اما پرسش سیاست این است که آیا آن امتیاز واقعاً می‌توانست مانع جنگ شود؟ آیا طرف مقابل به همان امتیاز بسنده می‌کرد؟ و مهم‌تر از همه، آیا چنین عقب‌نشینی‌ای در محاسبات آینده او، به‌عنوان نشانه‌ای از آمادگی ایران برای امتیازدهی تحت فشار تفسیر نمی‌شد؟

 

‏اینجا مفهوم «بازدارندگی» اهمیت پیدا می‌کند. بازدارندگی زمانی کارآمد است که طرف مقابل باور کند هزینه تعرض، از منفعت آن بیشتر خواهد بود. بنابراین اگر یک پیام سیاسی، ولو ناخواسته، این تصور را ایجاد کند که افزایش فشار می‌تواند کشور را به عقب‌نشینی وادار کند، ممکن است به جای کاهش احتمال جنگ، در بلندمدت انگیزه فشار بیشتر را افزایش دهد.

 

‏از سوی دیگر، یادداشت مذکور به‌درستی بر ضرورت پرهیز از برچسب‌زنی و حمله شخصی تأکید می‌کند. وفاداری به کشور را نباید با میزان تندی ادبیات سیاسی سنجید و نقد یک سخن نیز نباید به محاکمه نیت گوینده تبدیل شود. اما این اصل، سویه دیگری هم دارد: دفاع از یک مقام سیاسی نیز نباید نقد ماهوی سخن او را به «برچسب‌زنی» تقلیل دهد. می‌توان نیت فرد را محترم شمرد و همزمان پیامد راهبردی سخنش را نقد کرد.

 

‏در این میان، یک تفکیک دیگر نیز ضروری است: «اعتراف به ضعف» با «نمایش ضعف» یکسان نیست. حکمرانی بالغ می‌تواند ضعف‌ها و هزینه‌های جنگ را با مردم در میان بگذارد، بی‌آنکه تصویر ناتوانی از خود به نمایش بگذارد. حتی از منظر ارتباطات بحران، پنهان‌کردن واقعیت‌های آشکار می‌تواند سرمایه اجتماعی را فرسوده کند. اما شفافیت راهبردی زمانی به بلوغ سیاسی تبدیل می‌شود که در کنار بیان مشکل، از ظرفیت، اراده و راه‌حل نیز سخن گفته شود.

 

‏به همین دلیل، صورت‌بندی دقیق‌تر مسئله این نیست که «آیا سخن گفتن از هزینه جنگ تسلیم‌طلبی است؟»؛ پرسش مهم‌تر این است که:

 

‏چگونه می‌توان هزینه جنگ را کاهش داد، بدون آنکه هزینهِ کاهش جنگ، تضعیف بازدارندگی و افزایش احتمال جنگ‌های بعدی باشد؟

 

‏این همان نقطه‌ای است که سیاست خارجی از اخلاق فردی جدا می‌شود و وارد قلمرو محاسبه راهبردی می‌گردد. یک سیاستمدار ممکن است از سر دلسوزی برای جان انسان‌ها خواهان جلوگیری از جنگ باشد؛ اما سیاست‌گذار باید یک گام جلوتر برود و بپرسد: چه نوع امتیازی واقعاً صلح می‌آورد و چه نوع امتیازی فقط طرف مقابل را به مطالبه امتیازات بیشتر ترغیب می‌کند؟

 

‏بنابراین، مسئله نه تقدیس جنگ است و نه تقدیس عقب‌نشینی. مسئله، نسبت میان هدف، هزینه، بازدارندگی و پیامد است.

 

‏اگر قرار است از تجربه جنگ برای آینده درس بگیریم، باید هم از ساده‌سازی «هر عقب‌نشینی = خیانت» پرهیز کنیم و هم از ساده‌سازی معکوسِ «هر عقب‌نشینی = عقلانیت و صلح‌طلبی». تاریخ روابط بین‌الملل نشان داده است که گاهی امتیازدهی هوشمندانه می‌تواند راه جنگ را ببندد و گاهی نیز امتیازدهی بدون پشتوانه قدرت، صرفاً اشتهای طرف مقابل را افزایش می‌دهد.

‏جنگ هزینه دارد؛ اما صلح نیز در سیاست بین‌الملل صرفاً با «خواستنِ صلح» تضمین نمی‌شود. گاهی برای جلوگیری از جنگ، باید هزینه قدرت را پرداخت؛ همان‌گونه که برای حفظ قدرت نیز باید دائماً هزینه‌های جنگ را سنجید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا