
رضا رضائی
در میدان ناهمتراز جنگ نرم، دشمن دیگر از پشت خاکریزهای سنتی شلیک نمی کند. امروز، پاشنه ی آشیل ساختارهای حاکمیتی، نه در دیوارهای سخت افزاری، که در حلقه های نرم انسانی جست و جو می شود. تاکتیک «مهندسی اجتماعی» با تکیه بر رصد بی وقفه، تحلیل پازلی داده ها و نفوذ به لایه های روانی، به دنبال بهره برداری از یک نقطه ضعف راهبردی است: رفتارهای نسنجیده و نمایشی در فضای رسانه ای.
آسیب شناسی «خودزنی» استراتژیک
اما چرا برخی افراد یا نهادها، بدون سنجش پیامدها، دست به اقداماتی می زنند که خوراکی تمام عیار برای جبهه ی مقابل فراهم می کند؟ این پدیده که می توان آن را «خودزنی اطلاعاتی» نامید، معمولاً ریشه در سه علت دارد:
- رقابت های غیر سازمانی برای کسب سهم در عرصه ی قدرت.
- بی توجهی به معماری پیام و الزامات امنیت ملی.
- تنگ نظری در محاسبه ی هزینه – فایده ی رسانه ای، که در آن منافع لحظه ای بر منافع پایدار ملی اولویت می یابد.
- نتیجه آنکه یک مصاحبه ی عادی یا یک اظهارنظر شتاب زده، به برگ برنده ای برای طراحی سناریوهای دوقطبی و تخریب سرمایه ی اجتماعی تبدیل می شود.
دروازه بانی که باید هوشمندانه تر عمل کند
سؤال کلیدی اینجاست: مأموریت دروازه بانان خبری و شوراهای عالی امنیتی در این میان دقیقاً چیست؟
در شرایط ایده آل، این نهادها موظف اند با راهبری هوشمندانه ی محتوا، از انتشار هرگونه اطلاعات پازلی که می تواند به تحلیلگران دشمن در تکمیل تصویر کمک کند، جلوگیری کنند. با این حال، نظارت مؤثر تنها با فیلترهای دستوری ممکن نیست؛ بلکه نیازمند به روزرسانی سیستم هشدار سریع، آموزش سواد رسانه ای به کنشگران کلیدی و بازتعریف مصادیق منافع ملی در فضای مجازی است.
راهبرد دفاع فعال
در این نبرد، منفعلانه عمل کردن به معنای باختن در شروع بازی است. هر مصاحبه ای باید در چارچوب ضرورت اطلاع رسانی نه ضرورت دیده شدن تعریف شود. لازم است پیش از هر اقدامی، این پرسش مطرح شود: «آیا این محتوا، سود عملیاتی به دشمن می رساند یا نه؟» تحقق این مهم، نیازمند هماهنگی میان نهادهای امنیتی و رسانه ای در یک قرارگاه مشترک برای مقابله با جنگ ترکیبی است که اینک، پیچیده ترین لایه های آن را در محور «رفتار» و «کلام» شاهدیم.




