
رضا رضائی
نتانیاهو بماند یا آیزنکوت جای او را بگیرد؛ پرسش اصلی برای ایران این است که آیا سیاست رژیم صهیونیستی تغییر میکند یا فقط چهره مجری آن عوض میشود؟
انتخابات ۵ آبان ۱۴۰۵ در رژیم صهیونیستی، رقابتی نزدیک و دشوار برای تشکیل کابینه رقم زده است. نظرسنجیهای خروجی شبکههای مختلف، برآوردهای متفاوتی از آرایش کرسیهای کنست ارائه کردند؛ اما با آغاز شمارش آرا، ارقام اولیه تغییر یافت. بر اساس گزارشهای منتشرشده در صبح ۶ آبان، با شمارش بخشی از صندوقها، اردوگاه نتانیاهو ۵۷ کرسی، مخالفان او ۴۷ کرسی و احزاب عرب در مجموع ۱۶ کرسی داشتند. این آمار موقت است و تا اعلام نتایج رسمی نمیتوان درباره ترکیب نهایی کنست و امکان تشکیل کابینه داوری قطعی کرد.
بااینحال، فراتر از نتیجه انتخابات، پرسش مهم برای ایران این است: آیا کنار رفتن نتانیاهو و روی کار آمدن گادی آیزنکوت میتواند به تغییر راهبرد امنیتی رژیم صهیونیستی در قبال جمهوری اسلامی ایران منجر شود؟
آیزنکوت؛ تفاوت در روش، نه لزوماً در هدف
مخالفت آیزنکوت با حمله فوری، در نبود تحول تعیینکننده، یا با هدفگذاریِ تغییر حکومت ایران از طریق جنگ، نباید بهمعنای مخالفت او با اقدام نظامی علیه توانمندیهای ایران تعبیر شود. در گزارشهای منتشرشده درباره مواضع او، حمایت از برچیدن توانمندیهای هستهای و موشکی ایران و مقابله با نیروهای همپیمان منطقهای نیز مطرح شده است.
بنابراین، اختلاف او با نتانیاهو را باید در شیوه، زمانبندی، هزینه و اهداف عملیاتی بررسی کرد؛ نه با این فرض که تغییر نخستوزیر الزاماً به کنار گذاشتن فشار امنیتی بر ایران منجر میشود. از سوی دیگر، دشواری ائتلافسازی و مخالفت آیزنکوت با حضور حزب رعام در کابینه احتمالی خود، نشان میدهد که آرایش نهایی قدرت همچنان به توافقهای سیاسی وابسته است.
مسئله ایران؛ تغییر نامها یا تغییر سیاستها؟
جمهوری اسلامی ایران رژیم صهیونیستی را به رسمیت نمیشناسد. بررسی رقابتهای سیاسی درون این رژیم نیز بهمعنای شناسایی یا مشروعیتبخشی به آن نیست؛ هدف، شناخت دقیقتر تحولات و ارزیابی پیامدهای احتمالی آن برای امنیت ملی ایران است.
برای افکار عمومی ایران، نکته محوری این است که نباید تغییر نخستوزیر یا جابهجایی کابینه رژیم صهیونیستی را، بهخودیخود، نشانه تغییر ماهیت و جهتگیری راهبردی آن در قبال ایران دانست. تغییر چهرهها ممکن است بر لحن، اولویتها و شیوه تصمیمگیری اثر بگذارد؛ اما اثبات تغییر راهبرد به شواهدی فراتر از وعدههای انتخاباتی نیاز دارد.
به تعبیر عامیانه، پرسش این است که آیا با تغییر نخستوزیر، «همان خر است و فقط پالانش عوض شده»؛ یعنی چهرهها و عنوانها تغییر میکنند، اما سیاستهای اصلی همچنان ادامه مییابند؟ این احتمال را نباید از پیش به حکم قطعی تبدیل کرد، اما نادیده گرفتن آن نیز خطاست. معیار داوری، تصمیمهای امنیتی، مواضع رسمی و عملکرد واقعی رژیم صهیونیستی پس از انتخابات است.
جمعبندی
نتیجه انتخابات، هرچه باشد، بهتنهایی پاسخ روشنی درباره آینده سیاست رژیم صهیونیستی در قبال ایران نمیدهد. ممکن است آرایش قدرت و شیوه تصمیمگیری تغییر کند، بیآنکه جهتگیریهای اصلی دستخوش تحول بنیادین شوند؛ همانطور که تغییر واقعی سیاستها نیز تنها با بررسی شواهد عملی قابل تشخیص است.
برای ایران، مسئله اصلی نام نخستوزیر آینده نیست؛ این است که آیا سیاست عملی رژیم صهیونیستی در قبال ایران تغییر میکند یا فقط مجری آن عوض میشود.




