رسانهفرهنگی

سلسله یادداشت‌های «معیارهای انتخاب رئیس آینده صداوسیما و ضرورت معماری جدید رسانه ملی» (۲)

رضا رضائی

انتخاب رئیس آینده صداوسیما؛ مسئله افراد نیست، مسئله معیارهاست

در یادداشت نخست این مجموعه تأکید شد که انتخاب رئیس آینده صداوسیما، صرفاً انتخاب یک مدیر برای اداره یک سازمان بزرگ نیست؛ بلکه تصمیمی راهبردی درباره آینده رسانه عمومی کشور است.

در روزهای اخیر، با مطرح شدن نام گزینه‌های مختلف، بخش زیادی از بحث‌ها بر سوابق افراد متمرکز شده است. بدون تردید تجربه مدیریتی، شناخت سازمان و آشنایی با مأموریت‌های آن اهمیت دارد؛ اما در شرایطی که محیط رسانه‌ای کشور دستخوش تغییرات بنیادین شده است، صرفاً داشتن سابقه مدیریتی نمی‌تواند تضمین‌کننده توانایی تحول باشد.

مسئله امروز صداوسیما فقط اداره یک ساختار موجود نیست؛ بلکه بازتعریف جایگاه یک رسانه عمومی در عصر شبکه‌های اجتماعی، سکوهای برخط، هوش مصنوعی و تغییر رفتار مخاطبان است. مدیری که توان اداره یک سازمان موجود را داشته، الزاماً همان فردی نیست که بتواند آینده یک رسانه را معماری کند.

معیار نخست؛ شناخت تحول رسانه

رئیس آینده باید درک کند که رسانه ملی در محیطی جدید و رقابتی فعالیت می‌کند. مأموریت امروز، صرفاً افزایش شبکه‌ها و حجم تولید نیست؛ بلکه بازآفرینی مرجعیت رسانه‌ای در یک اکوسیستم متحول است.

او باید برنامه‌ای روشن برای تبدیل صداوسیما به یک رسانه چندسکویی ارائه کند؛ رسانه‌ای که تلویزیون، رادیو، فضای مجازی، سکوهای نمایش برخط و فناوری‌های نوین را در یک منظومه هماهنگ مدیریت کند.

معیار دوم؛ توان بازسازی اعتماد عمومی

مهم‌ترین سرمایه هر رسانه، اعتماد مخاطب است. اعتماد با دستور و تبلیغ ایجاد نمی‌شود؛ بلکه نتیجه کیفیت حرفه‌ای، سرعت، دقت، شفافیت، پاسخگویی و توانایی شنیدن جامعه است.

رئیس آینده باید مسئله اعتماد را یک اولویت راهبردی بداند و برنامه‌ای عملیاتی برای کاهش فاصله میان روایت رسانه و تجربه زیسته مردم داشته باشد.

معیار سوم؛ توان رهبری تحول سازمانی

تحول رسانه‌ای با تغییر چند مدیر یا اصلاح محدود ساختارها اتفاق نمی‌افتد. سازمان آینده نیازمند فرهنگ مدیریتی جدید، چابکی، استفاده از ظرفیت نیروهای خلاق، همکاری با زیست‌بوم تولید محتوا و حرکت از منطق اداری به منطق نوآوری است.

تفاوت میان «مدیر سازمان» و «معمار رسانه» در همین نقطه مشخص می‌شود؛ مدیر سازمان، ساختار موجود را بهتر اداره می‌کند، اما معمار رسانه، جایگاه آینده سازمان را بازتعریف می‌کند.

معیار چهارم؛ توان مدیریت بحران و پسابحران

رسانه ملی در شرایط بحران و جنگ، بخشی از زیرساخت انسجام اجتماعی و تاب‌آوری ملی است. جامعه در این شرایط به اطلاعات دقیق، سریع و قابل اعتماد نیاز دارد و رسانه باید بتواند در برابر شایعات و جنگ شناختی، مرجعیت خود را حفظ کند.

اما مأموریت رسانه پس از بحران نیز ادامه دارد. دوره پسابحران، زمان بازسازی اعتماد، تقویت امید اجتماعی، ایجاد گفت‌وگوی ملی و روایت منصفانه از مسیر بازسازی کشور است.

رئیس آینده باید برای هر دو مرحله، برنامه مشخص داشته باشد.

معیار پنجم؛ توان بازطراحی اقتصاد رسانه

آینده رسانه بدون اصلاح مدل اقتصادی آن امکان‌پذیر نیست. افزایش هزینه تولید محتوا، تغییر رفتار مخاطب و رقابت با پلتفرم‌های جدید، نیازمند نگاه تازه به اقتصاد رسانه است.

رئیس آینده باید بتواند ضمن حفظ مأموریت عمومی سازمان، از ظرفیت‌هایی مانند هم‌تولدی، مشارکت بخش خصوصی، اقتصاد محتوا و خدمات دیجیتال برای ایجاد پایداری مالی استفاده کند.

این پنج معیار، جدا از یکدیگر نیستند. شناخت تحول رسانه بدون توان بازسازی اعتماد، اصلاح اقتصاد و ایجاد تحول سازمانی، به نتیجه نخواهد رسید. آنچه یک مدیر را از یک معمار رسانه متمایز می‌کند، ترکیب این شایستگی‌ها در یک برنامه عملیاتی منسجم است.

عبور از انتخاب فردمحور به انتخاب معیارمحور

سابقه مدیریتی، شناخت ساختارهای حاکمیتی و تعهد به مأموریت‌های سازمان، پیش‌نیازهای مهم هر انتصابی هستند؛ اما برای مدیریت رسانه در شرایط گذار کافی نیستند.

آنچه امروز اهمیت دارد، ترکیب تجربه مدیریتی با شایستگی‌های راهبردی و حرفه‌ای است؛ شایستگی‌هایی که بتوانند مرجعیت رسانه‌ای را در جامعه جدید بازسازی کنند.

از هر نامزد ریاست صداوسیما باید پرسید:

  • برنامه شما برای تبدیل صداوسیما به یک رسانه چندسکویی چیست؟
  • چگونه اعتماد مخاطبان را بازسازی خواهید کرد و موفقیت خود را چگونه اندازه‌گیری می‌کنید؟
  • برای چابک‌سازی سازمان و آزادسازی ظرفیت‌های خلاق چه برنامه‌ای دارید؟
  • نقش رسانه ملی در بحران و پسابحران از نگاه شما چیست؟
  • مدل اقتصادی آینده سازمان چگونه باید بازطراحی شود؟

پاسخ به این پرسش‌ها، بیش از هر عنوان و سابقه‌ای، تفاوت میان «مدیر وضع موجود» و «رهبر تحول رسانه‌ای» را مشخص خواهد کرد.

جمع‌بندی

انتخاب رئیس آینده صداوسیما، انتخاب میان دو رویکرد است: اداره ساختار موجود یا معماری مرجعیت رسانه‌ای.

رسانه آینده، رسانه‌ای نیست که صرفاً پیام تولید کند؛ بلکه رسانه‌ای است که بتواند اعتماد بسازد، گفت‌وگو ایجاد کند، در بحران‌ها مرجع باشد و در دوران پسابحران به بازسازی سرمایه اجتماعی کمک کند.

مسیر تحول رسانه ملی از انتخاب فرد آغاز نمی‌شود؛ از انتخاب معیار درست آغاز می‌شود.

 


پی‌نوشت:

این یادداشت، دومین بخش از سلسله یادداشت‌های «معیارهای انتخاب رئیس آینده صداوسیما و ضرورت معماری جدید رسانه ملی» است.

در یادداشت بعدی، به این پرسش پرداخته خواهد شد که اگر رئیس آینده قرار است «معمار رسانه ملی» باشد، تحول را از کجا باید آغاز کند و اولویت‌های ۱۰۰ روز نخست مدیریت او چه باید باشد؟

رضا رضایی

پیشکسوت رسانه نویسنده دانش آموخته مدیریت رسانه و علوم ارتباطات اجتماعی با گرایش روزنامه نگاری است ، ۳۰ سال فعالیت در واحدهای مختلف صدا و سیما و مسئولیت هایی از قبیل مدیر شبکه ، مدیر تولید ، تهیه کننده ، کارگردان ، مشاور معاون ، مدیر روابط عمومی و … را در کارنامه خود دارد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا